X
تبلیغات
آزادگان

اعتراض شماری از نمایندگان مردم هزاره به رفتار دیروز ولسی جرگه 

شماری از اعضای مجلس نمایندگان افغانستان در اعتراض به رد دو تن از وزیران پیشنهادی دولت از سوی این مجلس، شرکت در اجلاس پارلمان این کشور را تحریم کردند.

یک گروه پارلمانی موسوم به راه نو، حکومت این کشور را در ناکامی دو نامزد وزیر منسوب به قوم هزاره مقصر دانسته و حکومت را متهم به تفرقه اندازی میان اقوام افغانستان کرد.

به گفته اعضای راه نو، حکومت، عده ای را در درون پارلمان افغانستان فعال کرد تا جلو کسب رای اعتماد نامزد وزارت های تحصیلات عالی و حمل و نقل (ترانسپورت) را بگیرند.

سرور دانش وزیر پیشین عدلیه و داوود علی نجفی از مسئولان کمیسیون انتخابات در انتخابات ریاست جمهوری که هردو هزاره هستند، برای تصدی وزارت های تحصیلات عالی و ترانسپورت به مجلس معرفی شده بودند.

این دومین باری است که آقای دانش از سوی مجلس نمایندگان رد صلاحیت شده است.

اعضای گروه پارلمانی راه نو، در عین حال اعلام کردند تا زمانی که تغییر در شیوه رفتار حکومت و طرز نگرش آن در قبال اقوام افغانستان به وجود نیاید، از شرکت در پارلمان مخصوصا در روزهای رای دهی به وزرای باقی مانده، خودداری خواهند کرد.

سرور جوادی عضو این گروه گفت آنها مبارزات خود را در راستای ایجاد تغییر در سیاست دولت نسبت به اقوام، در بیرون پارلمان آغاز خواهند کرد.

این گروه از رهبران جناح های سیاسی مردم هزاره خواستند اختلافات خود را کنار گذاشته و برای تغییر وضعیت موجود متحد شوند.

این در حالی است که حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان اقدام مجلس نمایندگان را که سبب رد صلاحیت این دو نامزد شد، "تلاش بعضی از حلقه ها جهت بر هم زدن وحدت ملی در کشور" خوانده است.

آقای کرزی رای نیاوردن سرور دانش و داوود علی نجفی را که برای وزارت های تحصیلات عالی و ترانسپورت پیشنهاد شده بودند مایوس کننده توصیف کرده است.

در دو مورد پیش از این نیز که شماری از وزرای پیشنهادی آقای کرزی، از سوی مجلس نمایندگان رای نیاوردند، عده ای از آن نامزدها، هزاره بودند.

اعضای گروه راه نو می گویند، آنها بالاخره به این نتیجه رسیده اند که این عمل (رد وزرای هزاره) در نتیجه یک عملکرد سیستماتیک، انجام گرفته و نشان از اعمال تبعیض در رفتار دولت مردم افغانستان به ویژه قوه مجریه است.

در همین حال عده ای از آگاهان مسایل سیاسی افغانستان، کارنامه های گذشته، آقایان سرور دانش و داوود علی نجفی را دلیل رای نیاوردن آنها می دانند نه برخورد قومی اعضای مجلس را.

مبارزات انتخاباتی؟

رد صلاحیت این وزیران همزمان با مبارزات انتخابات پارلمانی در افغانستان است و اکثر نمایندگان کنونی برای دوره بعدی نیز نامزد هستند، شماری بر این اعتقادند که برجسته کردن مسایل قومی، از سوی گروه پارلمانی راه نو، به نحوی مبارزه انتخاباتی اعضای این گروه برای دوره بعدی است.

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/29 و ساعت 10:28 PM |

بيانيه دفتر سياسي حزب وحدت اسلامي افغانستان در واکنش به جريان رآي اعتماد ولسي جرگه به کانديد وزرا

   7/4/1389
 
                                                    بسمه تعالي


مردم شريف و آگاه افغانستان؛

چنانکه مي دانيد، هشت سال قبل به همت شما مردم شريف و غيرتمند سنگ بناي نظامي گذاشته شد که احترام به حاکميت مردم، مشارکت ملي و عدالت اجتماعي از اصول اجتناب ناپذير آن شمرده مي شود. قانون اساسي جديد چارچوب نظامي را اساس گداشت که برمبناي آن تفکيک قوا به رسميت شناخته شده و پارلمان به حيث تمثيل کننده اراده مردم به وجود آمد. به باور ما قدم هايي که در جريان هشت سال گذشته برداشته شد مي توانست يک نظام دموکراتيک را استوار ساخته و بستر محکمي را براي حقوق شهروندي و مشارکت ملي بوجود آورد.
اما با کمال تأسف،عليرغم اين اميدواري از چندي بدين سو صداي نفس هاي جرياني به گوش مي رسد که نطفه حرام نفاق ملي را در بطن خانه ملت مي پروراند. آنجا که بايد صداي پاک آحاد ملت از آن به گوش برسد، پيام نا اميدي و تفرقه مي دهد. ما معتقد هستيم که پارلمان خانه ملت است و بايد تضمين کننده وحدت ملي از طريق مشارکت عادلانه تمام بخش هاي کشور در ساختار قدرت سياسي باشد، اما برعکس از خانه ملت جرياني براه مي افتد که مشارکت عادلانه را قرباني مي کند.
امروز از درون خانه ملت حضور سياسي يک قوم ناديده گرفته مي شود. اين حرکت نفاق آلود از آنجا شروع شد که هيچ يک از اعضاي ولسي جرگه متعلق به جامعه هزاره نتوانست حتي در پايين ترين سمت هيآت اداري جا باز نمايد و امروز به جايي رسيده است که مي کوشد يک جامعه را از حق مشارکت در تعيين سرنوشت شان محروم نمايد. نتيجه امروزي و ديروزين رأي اعتماد پارلمان به وزراي پيشنهادي حکومت نشان مي دهد که جريان نفاق ملي در درون خانه ملت آن قدر فربه گرديده است که حتي از حذف يک کتله بزرگ از صحنه سياسي کشور هم ابا ندارد. انتظار مي رفت ولسي جرگه در روز هاي پاياني دور اول پنجساله خود به جبران ضعف هاي گذشته خود پرداخته و با احترام به حقوق سياسي تمام اقوام با هم برادر افغانستان تضميني براي وحدت ملي فراهم آورده و از اين طريق کارنامه درخشاني را در تاريخ سياسي کشور ثبت نمايد. اما برعکس با اين تصميم برگ ديگري را بر کارنامه ناکام خويش افزوده واصل مشارکت عادلانه را قرباني ساخت. جا دارد که ما اين قرباني بزرگ را به پيشگاه ملت عزيز افغانستان تسليت گفته و با استفاده از اين فرصت نکات چندي را خاطر نشان سازيم:
1- ما تلاش عامدانه اي را مي بينيم که در جهت تضعيف روحيه مردم و وادار کردن آن ها به عقب نشيني و انفعال سياسي در جريان است. اما يقين کامل داريم که مردم ما هرگز در دام اين دسيسه قرار نگرفته، برعکس با درس گرفتن از افت و خيزهاي گذشته، آينده اي را رقم خواهند زد که حضور منسجم، آهنين و هويت بخش آن ها، در پارلمان تضمين کننده مشارکت عادلانه آنها در ساختار سياسي کشور باشد.

2- ما روز هاي تلخي را گذرانديم؛ تلخيي که ناشي از شرايط بي قانوني، جباريت و خود سري بود؛ اما هنوز تلخيي را تجربه نکرده بوديم که روح هاي تاريک در قالب صلاحيت هاي قانوني خانه ملت در کام مردم فرو بريزد. و اين به ما هشدار مي دهد که اگر اراده نيک نباشد از صلاحيت هاي قانوني، داري ساخته مي شود تا عدالت حلق آويز گردد. در آستانه انتخابات اين درسي است که به مردم ما داده مي شود تا با رأي خويش حضور منسجم و هويت بخشي را در پارلمان آينده رقم زنند.

3- ما معتقديم که رئيس جمهور حافظ قانون اساسي و مرکز ثقل وحدت ملي است. اين مسئوليت خطير ايجاب مي نمايد که رئيس جمهور در پرتو اصول قانون اساسي و با استفاده از صلاحيت هاي قانوني خود ، جريان نفاق ملي را در هر جايي که باشد شناسايي و افشا نموده، در جهت تضمين مشارکت متناسب همه اقوام برادر ساکن کشور در ساختار دولت اقدام عاجل نمايند.

4- در پايان خطاب به مردم عزيز خود تاکيد مي نماييم که وضعيت پيش آمده نبايد باعث يآس و نا اميدي گردد. ما مي توانيم براين چالش از طريق حضور ميليوني خويش در انتخابات پارلماني و انتخاب نمايندگان با کفايت فائق آييم. مبارزه ما براي آرمان عدالت و برادري و براي تحقق کامل وحدت ملي و مشارکت ملي ادامه خواهد يافت.

                                              والسلام عليکم و رحمت الله
+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/29 و ساعت 10:40 AM |

                      مجلس افغانستان پنج وزیر پیشنهادی را تائید کرد

مجلس افغانستان

مجلس صلاحیت دو وزیر پیشنهادی را رد کرد

مجلس نمایندگان افغانستان از جمع هفت وزیر پیشنهادی حامد کرزی، صلاحیت پنج نفر را تائید کرده است.

سرور دانش و داوود علی نجفی که برای وزارت های تحصیلات عالی و ترانسپورت (حمل و نقل) پیشنهاد شده بودند، نتوانستند رای کافی برای ورود به کابینه افغانستان دریافت کنند.

سرور دانش که قبلا وزیر عدلیه (دادگستری) افغانستان بود پیش از این نیز در دو مورد دیگر رای کافی از مجلس نمایندگان برای حضور در کابینه بدست نیاورده بود.

داوود علی نجفی هم که در جریان انتخابات ریاست جمهوری، رئیس دارالانشای کمیسیون انتخابات افغانستان بود، پیش از این با انتقادهای تندی در زمینه آنچه که بروز تقلب در جریان انتخابات خوانده شد، روبرو بوده است.

ولی مجلس نمایندگان، صلاحیت کاری بسم الله محمدی را به عنوان وزیر داخله (کشور)، انورالحق احدی، به عنوان وزیر تجارت، اسدالله خالد، به عنوان وزیر سرحدات، عبدالقدوس حمیدی، به عنوان وزیر فواید عامه و جماهر انوری، به عنوان وزیر مهاجرین را تائید کرد.

از جمع این افراد، تنها انوراحق احدی سابقه حضور در کابینه آقای کرزی را دارد.

بسم الله محمدی، تا حالا فرمانده ستاد مشترک ارتش افغانستان بوده و با تقرر او به عنوان وزیر داخله، آقای کرزی باید به فکر پر کردن جای او در وزارت دفاع افغانستان شود.

اسدالله خالد نیز که سابقه کار به عنوان والی قندهار دارد، پیش از این در یک مورد صلاحیت او به عنوان وزیر از سوی مجلس نمایندگان رد شده بود.

باقی وزرایی که امروز رای اعتماد مجلس افغانستان را دریافت کردند، چهره های تازه در تیم کاری آقای کرزی شمرده می شوند.

تشکیل کابینه برای آقای کرزی پس از انتخابات دوم ریاست جمهوری، کار دشوار و زمان گیری بوده است.

هم اکنون، آقای کرزی باید هشت نفر دیگر را برای احراز پست های باقی مانده در کابینه خود به مجلس نمایندگان معرفی کند.

مجلس نمایندگان افغانستان دو بار اکثریت وزرای پیشنهادی را رد صلاحیت کرد و به این اساس، از آغاز دور دوم ریاست جمهوری آقای کرزی، تقریبا نیمی از وزراتخانه های افغانستان بدون وزیر و فقط با سرپرست اداره می شود.

پیش از این، تاخیر در روند معرفی وزرای پیشنهادی، اعتراضهای گسترده ای را در مجلس نمایندگان برانگیخت.

اعضای مجلس، حدود ده روز در اعتراض به عدم معرفی وزرای پیشنهادی از سوی ریاست جمهوری، جلسات خود را در سکوت برگزار کرده و هیچ موضوعی را در دستور کار خود قرار ندادند.

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/29 و ساعت 10:34 AM |

کرزی هفت وزیر پیشنهادی را به مجلس معرفی کرد

بسم الله خان محمدی

آقای محمدی برای وزارت داخله پیشنهاد شده است

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، هفت نفر از وزرای پیشنهادی خود را به مجلس نمایندگان معرفی کرده است.

در میان این افراد، حداقل دو چهره جدید وجود دارد که پیش از این در کابینه افغانستان حضور نداشته اند.

در این فهرست، بسم الله خان محمدی، فرمانده کنونی ستاد مشترک ارتش، به عنوان وزیر داخله (کشور) سرور دانش، وزیر پیشین عدلیه به عنوان وزیر تحصیلات عالی و انورالحق احدی وزیر پیشین مالیه ( دارایی) به عنوان وزیر تجارت معرفی شده اند.

به همین ترتیب، داوود علی نجفی، رئیس پیشین دارالانشا (دبیرخانه) کمیسیون انتخابات برای وزارت ترانسپورت (حمل و نقل)، اسدالله خالد، والی پیشین قندهار، برای وزارت سرحدات، عبدالقدوس حمیدی، برای وزارت فواید عامه و جماهر انوری، برای وزارت مهاجرین پیشنهاد شده اند.

شش نفر دیگر، به شمول رئیس پیشنهادی برای امنیت ملی افغانستان، هنوز به مجلس نمایندگان معرفی نشده اند.

یک سخنگوی ریاست جمهوری گفت که آقای کرزی در نظر دارد متباقی این افراد را نیز بزودی به مجلس نمایندگان معرفی کند.

روند معرفی وزرای پیشنهادی به مجلس نمایندگان، ماهها به تاخیر افتاده بود، مسئله ای که اعتراضهای گسترده ای را در مجلس نمایندگان برانگیخت.

اعضای مجلس، حدود ده روز در اعتراض به عدم معرفی وزرای پیشنهادی از سوی ریاست جمهوری، جلسات خود را در سکوت برگزار کرده و هیچ موضوعی را در دستور کار خود قرار ندادند.

انتظار می رود مجلس نمایندگان افغانستان روز دوشنبه این هفته، بررسی صلاحیت کاری وزرای پیشنهادی را آغاز کند.

از آغاز دور دوم ریاست جمهوری آقای کرزی تاکنون، یازده وزارتخانه با سرپرست اداره می شوند.

اخیرا با استعفای حنیف اتمر وزیر داخله و امرالله صالح رئیس اداره امنیت ملی، دوتن دیگر نیز بر فهرستی که آقای کرزی باید به مجلس معرفی کند، افزوده شد.

منبع : بی بی سی فارسی

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/27 و ساعت 10:0 AM |

هشدار طالبان به مردم جاغوری  !

طالبان : دیش آنتن های بامهای منازل تان را پایین کنید ،  به گروپ های گزمه و سیار طالبان مزاحمت نکنید ، افراد و اشخاصی که در ادارات دولت کارمیکنند فرا بخوانید و تذکر دهیدکه منبعد در دولت کار نکنند . 

 

از سال پار تا حال چندومین بار است راه قره باغ جاغوری از سوی طالبان مسلح مسدود گردیده و نامه های رسمی طالبان که در این زمینه صادر شده  اند  نیز در مطبوعات انعکاس یافته اند .  جاغوری یک ولسوالی امن نسبت به ولسوالی های پشتون نشین ولایت غزنی محسوب می گردید . اما در چند سال اخیر و افزایش دامنه قدرت طالبان در ولسوالی های همجوار این ولسوالی امنیت آن نیز از سوی طالبان بخاطر مواجه گردیده و طالبان برای چندومین بار شاهراه قره باغ جاغوری را به روی ترافیک بسته اند .

شاهدان عینی که از جاغوری آمده اند میگویند ، طالبان از مردم جاغوری خواسته اند که مردم دیش آنتن های بامهای منازل  شان را پایین بیاورند ،  به گروپ های گزمه و سیار طالبان مزاحمت نکنند ، افراد و اشخاصی که در ادارات دولت کارمیکنند فرا بخوانند و تذکر دهند که منبعد در دولت کار نکنند .  طالبان مسلح به صراحت این مسئله را به سمع مردم جاغوری رسانده و مردم جاغوری از ترس و وحشت طالبان گفته اند که آنان  ( مردم )  به  گروپ های گزمه طالبان  کار نخواهند داشت  و اگر دولت با آنها درگیر شوند تضمین کرده نمیتوانند  و گفته میشود که مردم به سه دسته تقسیم گردیده اند . دو دسته ی آن از دولت تقاضای همکاری دارند و خواهان مبارزه با طالبان می باشند و دسته سوم از حمایت دولت مایوس گردیده و میخواهند با طالبان میانه ی خوب داشته باشند . خوف و هراس و سایه شوم طالبان دل هر عابر جاغوری را می لرزاند  و از حاکمیت دولت هم در ساحه وسیع جاغوری خبری نیست و چند تا عسکر ولسوالی هم نمیتوانند امنیت جاغوری و جاده های مواصلاتی آن را تامین کنند .

از سوی دیگر شاهدان عینی می گویند ، که مسدود شدن شاهراه جاغوری یگانه دلیلش شروع شدن پخته کاری سرک جاغوری و قره باغ بود و کمپنی که  کار سرک را پیش می برد بعد از مسدود شدن راه و تهدید طالبان  نیز ساحه را ترک کرده اند و فعلاً کار سرک سازی متوقف گردیده است . و همچنان آنها شاکی اند که خود دولت  در این مسئله دست نداشته باشد چرا که طالبان در چند سال اخیر امنیت سرک های مواصلاتی جاغوری را تهدید مینمایند - اما دولت در خواب غفلت و بی تفاوتی کامل به سر میبرد .

 مردم نگرانی هایشان را بشمول احتمالات نفوس طالبان در جاغوری با مقامات ولسوالی و ولایت غزنی و رسانه ها در میان گذاشته اند ولی از سوی دولت کدام اقدام عملی صورت نگرفته است .

این اقدام طالبان در حالی صورت می گیرد که آنان چندی قبل در غزنی و مربوطات آن به شبکه های مخابراتی خصوصی نیز اخطار داده بودند که از روی شب فعالیت شان را متوقف سازند و بنا به گفته شاهدان عینی - طالبان از آنتن های تلیفون شبکه های مخابراتی ماهوار باج می گیرند و کمپنی ها مجبور اند تا به تمام خواسته های طالبان پاسخ مثبت داده و نصف عواید شان را تقدیم آنان کنند .

طبق یک خبر دیگر ، بعد از اینکه مکتب رسَنه توسط طالبان در آن منطقه مسدود گردید شاگردان مکتب مذکور بخاطر ادامه تحصیلات شان  به  مکتب های حوت قول  که در نزدیکی رسنه قرار دارد مراجعه نموده و به دروس خویش ادامه میدادند که طالبان بعد از تهدید و ضرب و شتم چند دانش آموز آنان را از رفتن به مکتب ممانعت نموده اند .

با توجه با بی دقتی حکومت در راستای تامین نکردن امنیت جاده های مواصلاتی  ولسوالی جاغوری قدرت طالبان هر لحظه رو به افزایش می باشد.  کارمندان دولت ، موسسات و محصلین جاغوری مثل گذشته نمیتوانند به جاغوری رفت و آمد داشته باشند  .

شاهدان عینی میگویند ، اگر دولت به وضعیت امنیتی ولسوالی جاغوری توجه جدی ننماید ، شاید طالبان از ولسوالی جاغوری به عنوان دهلیز عبوری به مناطق دیگر ولایت غزنی و هزارستان  استفاده کنند و دامنه ی قدرت طالبان و نا امنی در مناطق دیگر افزایش یابد .

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/25 و ساعت 12:1 PM |
نگاهی به وضعیت کلی غزنی وگسترش نا امنی ها


بسم الله تابان

تا اکنون چندین سال از عمر حضور نیروهای خارجی در کشور می گذرد ، اما نا امنی وحضور دهشت افگنان تا به هنوز یک معضل بی القوه باقی مانده است ، در حالیکه هدف اساسی آمدن این همه نیرو تامین امن ونظم عامه وریشه کن سازی دهشت افگنان میباشد. ورود این نیروهای  در خاک افغانستان بر اساس کنفرانس بن در سال 2001 که درآن تعدادی از رهبران جهادی ، روشنفکران ونمایندگان جامعه جهانی گرد هم آمده بودند مشروعیت داده شد ، این هم از زرنگی آنان ( کشورهای که در حال حاضر در افغانستان حضور نظامی دارند) تلفی میشود ، چون آنها خواستند تا با این رویکرد برای حضور شان در دل افغانها شک شبه ای راه نداده واز سوی آنان بدید متجاوز نگرسته نشود ، چون مطلع هستند که مردم افغانستان چندین بار متجاوزین را به زانو در آورده وهمچنان جلوگیری از ورود متجاوزین برای مسلمانان تحت عنوان جهاد مجاز است ، اگر چند  نفس حضور جامعه جهانی را شخصاً به عنوان راه حل برای پایان بخشیدن به کشمکش های داخلی درخور اهمیت میدانم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/19 و ساعت 7:39 PM |

 

۹ نفر از جوانان بامیان برای ادامه تحصیل به ترکیه می روند !

روز سه شنبه مورخ 25 جوزا 1389 امتحان راه یابی برای ادامه تحصیل  از طریق بورسیه های تحصیلی در کشور دوست ترکیه ،  از 47 نفر فارغ التحصیل صنف دوزادهم لیسه های بامیان امتحان  اخذ گردید.

بر اساس گفته های مسئولین معارف این ولایت نظر به سهیمه بندی که برای ولایات از طرف وزارت محترم معارف صورت گرفته 9 نفر از اشتراک کننده میتواند موفق به ادامه تحصیل در مقطع لیسانس در جمهوری ترکیه گردند.

بصیر اکبری یک تن از اشتراک کنندگان این آزامایش در حالیکه بسیار خوشحال به نظر میرسید گفت : من نه به عنوان اینکه یکی از اشتراک کنندگان از مرحله آزامایش برای راه یافتن به ادامه تحصیل به ترکیه ، برای اینکه دولت ومردم ما توانسته روابطه نیک را کشورهای جهان خصوصاً ترکیه تامین نماید خوشحالم.

وی افزود: نهایت سعی وتلاش خود را نمودم تا جوابات درست را برای حل سوالات پیدا نمایم  وبی حد مشتاق ادامه تحصیل به یکی از دانشگاه های ترکیه هستم اما با دلهوره منتظرم که نتایج چگونه خواهد بود.

صابره دوشیزه ای که از لیسه نسوان چهارده ولسوالی یکه ولنگ فارغ ودر امتحان روز گذشته شرکت کرده بود گفت: از آنجائیکه زمینه تحصیل در داخل کشور بطور شاید وباید فراهم نیست بسیار علاقه  دارم تا به عنوان یکی از افراد موفق به این بورسیه باشم چون میدانم با روابط  نیک که مردم ما ومردم ترکیه از مدتی های مدیدی دارند وخصوصاً در این اواخر بیشتر رونق یافته زمینه تحصیلی خوبی وجود دارد.

محمد اکبر اشتراک کننده دیگری این آزمون در خصوص روند برگزاری این امتحان گفت : بسیار بطور عادلانه برگزارشد که توسط هیت موظف بطور جدی نظارت میشد.

گفتنی است از مجموع 47 اشتراک کننده 5 تن آنان دختران بودند که با بسیار علاقمندی از راه های دور برای سپری نمودن آزمون شرکت کرده بودند.

در همین حال شهروندان بامیان ضمن استقبال از روابط نیک  کشور شان وکشور دوست ترکیه ، خواهان افزایش سهمیه این ولایت در بورسیه های تحصیلی خصوصاً ترکیه شدند. قابل یاد اوریست که کشور ترکیه در چند سال اخیر بورسیه های تحصیلی را برای جوانان افغانستان فراهم نموده است.

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/16 و ساعت 9:24 AM |

درتجلیل از زور ملی مادر

مادر نمونه ای بامیان معرفی شد

امروز مصادف است به 24 جوزا روز ملی مادر ، از این روز درسراسر کشور ما بنحوی تجلیل به عمل می آید ، در همین حال به همت ریاست امور زنان ولایت بامیان مراسمی باشکوهی با حضور داشت مسئولین دولتی ، تعدادی کثیری از مادران ودانش آموزان دختر در لیسه شرین هزاره مرکز بامیان برگزارگردید.

در این مراسم داکتر حبیبه سرابی ضمن تبریک گفتن این روز به تمام مادران کشور گفت : من به عنوان یک زن ویک مادر می پذیرم که متاسفانه تا به هنوز زنان در تصمیم گیری خانواده ها سهیم نبوده وهیچ به آنان ارزش قایل نمی شود.

وی افزود : باید زنان خود کمر همت بسته در راستای بدست آوردن حقوق حقه ای شان بشتابند نه اینکه منتظر بمانند تا کی وچه نهادی از حقوق شان دفاع میکند.

والی بامیان همچنان اذعان داشت متاسفانه به هنوز فرق گذاشتن بین فرزند پسر ودختر در کشور ما به عنوان یک عرف پابرجاست که این عمل هم از لحاظ اخلاقی وهم از دیدگاه اسلامی مردود است.

وی از زنان خواست تا برنامه های مثل انتخابات ( محلی ، ولایتی وملی) بطور بسیار پر رنگ سهم گرفته ونشان دهند که زنان به واقعیت هم میتوانند همانند مردان در برنامه های سیاسی سهم گرفته وخود سرنوشت خود را تعیین نماید.

به گفته سرابی زنان بامیانی در هر دو دوره انتخاباتی با وجودیکه برای اولین بار تجربه میکردند ، با رفتن به پای صندوق های رای ثابت نمودن که برای تصمیم گیری سیاسی خردمند هستند.

خانم آمنه حسن پور سرپرست ریاست امورزنان ولایت بامیان از مادران خواست تا برای تسهیل وزمینه سازی آموزش فرزندان شان کوتاهی نکنند.

به گفته خانم حسن پور صرف میتوان با لشکر علم به اصلاح جامعه پرداخت.

حجت السلام محمدی یکی از اساتید مدرسه علمیه فولادی بامیان در مورد ضمن اینکه زنان ومردان از دیدگاه دین مبین اسلام دارای حقوق مساوی دانست گفت : مردان وزنان هم از نظر اسلام وهم از نظر سایر ادیان در موضوعات حقوقی مساوی اند اما از نظر خلقت متفاوت ، که این تفاوت هیچگاهی نباید بر حقوق شان صدمه وارد نماید.

این عالم دین افزود: بر اساس احکام اسلامی استقلال اقتصادی برای زنان یک امر طبیعی ومسلم است که مردان نمی تواند در دسترنج آنان دخل وتصرفی داشته باشد مگر به توافق هم.

وی افزود: بنا به احادیث نبوی که از پیامر اعظم اسلام (ص) میباشد ، احترام مادر نسبت به جهاد برای مسلمان واجب است.

آقای رضوانی رئیس ارشاد ، حج واوقاف ولایت بامیان در خصوص مقام شامخ مادر گفت: قدر مادر وجایگاه مادر آنچنانی که در خور شان اوست در اسلام وجود دارد.

وی با استناد به فرمایش نبی اکرم (ص) اینکه فرموده :" فاطمه مادری پدرش است" به این معنی که جایگاه مادر یگانه صفت است که حضرت محمد(ص) به دخترش اطلاق نموده است

اما وی با دید انتقادی به جهان غرب گفت : متاسفانه زن یا مادر را در دنیایی امروزی غرب طبق ماصفات که برایش وجود دارد اصلاً وجود ندارد ، از زن در آنجا رویایی مادر شدن وفرزند بزرگ کردن سلب شده وفقط برای تولید وفروش کالاها یا کارهای دیگر مشغوب اند.

در همین حال در یک فرخوانی که از طرف والی بامیان در هین مراسم درمورد اینکه به تعداد اشتراک کنندگان از 24 جوزا به عنوان روز ملی مادر باخبرند به راه انداخته شد بیشتر از 98 درصد زنان حاضر در مراسم عدم آگاهی خویش را ابراز داشتند.

همچنان زمانیکه از آنان بطور دسته جمعی توسط این مقام ولایتی پرسیده شد چه تعداد شما در تصامیم خانوادگی میتوانید سهیم باشید ؟ 99درصد حاضرین گفتند ما حق دخالت در امور خانوادگی خصوصاً در مورد ازدواج فرزندان شان نداریم.

با این وجود در ختم مراسم یکتن از خانمهای که توانسته زندگی مشترک خویش را بادرامد تولید صنایع دستی امرار معاش نماید وبه مشکلات زندگی از این طریق موفق بدر آید از طرف مقام ولایت وریاست امورزنان ، عنوان بهترین مادر سال بامیان اعلام گردد . برای این مادرنمونه " پری گل" یک لوح تقدیر وتحفه اهدا گردید.

همچنان در این مراسم برای شش تن از مادران که فرزندان دختر شان در عرصه آموزش وپرورش در سطح دانشگاه ها ومکاتب پیشتاز اند هدایایی داده شد

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/14 و ساعت 8:11 PM |

دانشگاه بامیان در ابتکاری :

اولین ایستگاه رادیویی سیار را راه اندازی نمود

بامیان دارد مرکز توجه نهادی مختلف در سطح ملی وبین المللی قرار میگرد ، در  یک ابتکار بی سابقه دانشگاه بامیان با همکاری موسسه غیر دولتی  هالندی( پرس ناو)  که در کشور های آسیایی ، آفریقایی ، حوزه مدیترانه ای وحوزه بالکان فعالیت مینماید ،  یک ایستگاه رادیویی سیار را ایجاد نمود.

پروفیسور حمیدالله آدینه رئیس دانشگاه بامیان هدف از ایجاد این ایستگاه رادیویی را آماده سازی  بستر خوبی برای ظرفیت سازی در عرصه اطلاع رسانی خوانده گفت : امیدواریم تا بیتوانیم از این طریق بستر خوبی برای فعالیت های اطلاع رسانی از طریق رسانه ها در سطح بامیان وسایر نقاط کشور فراهم گردد.

وی افزود : راه اندازی این برنامه ثمره علاقمندی  مسئولین دوطرف ( دانشگاه بامیان وموسسه پرس ناو ) میباشد که از مدت یکسال پیش طراحی شده بود .

آقای آدینه همچنان اذعان داشت که : چون علاقمندی دانشجویان وجوانان به خبرنگاری بیش از حد است ، سعی داریم تا از این طریق زمینه ای خوبی برای ایجاد دانشکده ژورنالیزم در چوکات دانشگاه بامیان فراهم سازیم.

داکتر حبیبه سرابی والی بامیان ایجاد این ایستگاه سیار رادیویی را یکی گام عملی در عرصه نهادینه سازی اطلاع رسانی دقیق وهمه جانبه برای شهروندان خوانده گفت : میتوان با بکار گیری درست وقانونی از رسانه تغیر وتحول را در جامعه رونما نمود .

والی بامیان نقش رسانه ها با در یک جامعه ارزشمند وبا اهمیت خوانده افزود : داکتران صحی میتوانند افراد مریض را مداوا کنند اما رسانه  ها با عملکرد قانونی واصولی خود بالاتر از آن میتوانند در کّل جامعه را مداوا نماید .

به گفته خانم سرابی همانطوریکه در ایجاد مثبت گرایی وایجاد همبستگی نقش رسانه بارز وبا اهمیت است بر عکس آن نیز میتواند نقش ایفا کند.

والی  بامیان تاکید نمود ه گفت : که باید دید سنتی خود را از رابطه حکومت ورسانه تغیر بدهیم در نگاه سنتی حکومت همواره از رسانه هراس دارد اما در حکومتداری خوب که برای رسیدن به آن تلاش میکنیم ، حکومت رسانه را به عنوان کمک دولت برای تحقق حکومت داری خوب وتطبیق ارزش های مدنی میداند. بناً ما مفتخریم که امروز شاهد انسجام وهماهنگی سه عنصر : حکومت ، مرکز علمی ونهاد جامعه مدنی ( رسانه ) هستیم.

مهدی مهرآئین مدیر مسئول این ایستگاه سیار رادیویی در این خصوص گفت : ما میتوانیم در قالب این پروژه در واقع چند هدف را نشانه بگریم وبه آن تیر بزنیم ، دانشجویان را آموزش دهیم ، به مناطق دور افتاده رفته ، با آنها مصاحبه نموده وبر نامه بسازیم وبعد برایشان نشر نمایم.

در حال حاضر 18 تن از دانشجویان دانشگاه بامیان نصف پسر ونصف دختر میباشد در این استگاه رادیویی عملاً بعد از فراگیری اساسات خبرنگاری ، تهیه گزارش ، گویندگی خبر وبرنامه فعالیت مینماید.

به گفته آقای مهرآئین تمامی دانشجویان فعلاً بدون دریافت معاش بطور آموزشی با این ایستگاه رادیویی همکاری دارند.

مدیر مسئول این رسانه سیار گفت : بعد از بحث ونظر سنجی بین مسئولین وکارشناسان نام این ایستگاه سیار "پیک بامیان "بر گزیده شد.

زهرا ناصری دانشجوی دانشگاه بامیان ویکی از کارمندان  رادیوی سیار پیک بامیان گفت : انتخاب اول من در آزمون سراسر کانکور ، دانشکده ای ژورنالیزم بود ، اما متاسفانه نتوانستم نمره کافی برای رسیدن به هدفم بدست آورم ، اما خوشبختانه با پذیرفته شدن در این نهاد رسانه ای که در واقع آموزشی است تاحدودی به هدفم برسم.

قرار است اولین سفر این ایستگاه رادیویی که در یک موتر لاری جابجا شده ،  در چند روز دیگر به ولسوالی یکه ولنگ برای یکماه بطور رسمی آغاز گردد  وبعد از آن به ترتیب به ولسوالی های پنچاب ، ورس وسایر ولسوالی های این ولایت فعالیت نماید ، فعلاٌ در مرکز بامیان فعالیت دارد وساحه پوشش آن در محلات بدون موانع طبیعی   70 کیلومتر میباشد.

 گفتنی است که تاهنوز دانشگاه بامیان فاقد دانشکده ویا بخش ژورنالیزم میباشد .

*************

اعتصاب دانشجویان تربیه معلم بامیان پایان یافت

از تاریخ 22 جوزا 1389 دانشجویان تربیه معلم بامیان بنا به مشکلات که  در محیط آموزشی ، وخوابگاه شان موجود بود دست به اعتصاب زده بودند .

این دانشجویان مسئولین تربیه معلم دانشگاه بامیان متهم به کمکاری وتوجه ننمودن به مشکلات شان نموده بودند ودر اطلاعیه ای  خواست های خود رامطرح نموده وخاطر نشان ساخته بود اگر به خواست های شان توجه نگردد دست به اقدامات جدی خواهند زد.

امروزمورخ 23 جوزا در جلسه ای به اشتراک والی ، مسئولین نهادهای امنیتی ، دفتر ساحوی حقوق بشر ، ریاست معارف ، ریاست تربیه معلم ودانشجویان با فراهم نمودن قناعت دانشجویان ، اعتصاب آنان به پایان رسید.

داکتر حبیبه سرابی والی بامیان به رسانه ها گفت : مشکلات که دانشجویان مطرح نموده بود توسط هیت بررسی گردید ومشخص گردید که مشکلات آنها دو بخش دارد ، بخش اول مربوط اداره تربیه معلم وبخش دوم از صلاحیت وزارت محترم معارف میباشد که ما از مقام محترم وزارت معارف تقاضاداریم به آن توجه جدی نماید.

در بخش اول گامهای  عمللی برداشته شد وبه مسئولین وظیفه سپرده شد تا بطور عاجل به خواست های دانشجویان رسیدگی نمایند.

بگفته سرابی در این جلسه دریافتیم که کم کاری از طرف اداره تربیه معلم در بعضی موارد کمکاری صورت گرفته آنهم اینست که به مشکلات در وقت وزمانش رسیدگی نکرده است.

والی بامیان افزود : به کسانی که بعد  از بررسی معلوم شود کمکاری کرده در عرصه رفع مشکلات دانشجویان برخورد قانونی خواهد شد.

بگفته یکی از نمایندگان دانشجویان تربیه معلم : ما مشکلات خود را چندین بار به مسئولین تربیه معلم مطرح نموده ایم اما به آن هیچ توجه نکرده اند.

به گفته این دانشجو این مرتبه مجبور شدیم تا با والی این موضوع شریک سازیم  که خوشبختانه امروز پاسخ قناعت بخش دریافتیم امیدوارم در محدوده وعده باقی نماند.

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/14 و ساعت 9:17 AM |

کشته وزخمی شدن دوکارمند صحی بامیان

 

ولایت

بامیان ، یکی از امن ترین ولایات کشور می باشد ، اما راه های مواصلاتی آن ( از مسیر میدان وردک وپروان ) گاه بیگاهی شاهد بروز نا امنی ها میباشد از مدتی است که کارمندان دولتی و وسایط دولتی از جاده ای که از مسیر ولایت میدان وردک به بامیان منتهی میشود عبور ومرور کرده نمی تواند.

مسیر

دره غوربند ولایت پروان نسبتاً امن تر بود که کارمندان دولتی وموسسات بین المللی میتوانست از آن سفر نمایند ، اما در این روز های اخیر ما شاهد نا امنی های در این جاده بوده ایم ،که در رخداد اخیر روز جمعه مورخ ( 21 جوزا 1389) دوکارمند صحی ولایت بامیان زمانیکه میخواستند دوباره به بامیان عزیمت نمانید در یک کمین نیروهای مسلح ( طالبان) در ولسوالی شینواری ولایت پروان برخورد نموده که در نتیجه دریور واسطه حامل کارمندان صحی شهید ویکی از کارمندان صحی از ناحیه ای پا مجروح شده است .

داکتر

حببیه سرابی والی بامیان ضمن اینکه با شدید ترین لفظ آنرا تقبیح نمود به رسانه ها گفت : به شهادت رسانیدن کارمندان صحی ، بیانگر قوت ونیرومندی نیروهای دهشت افگن نیست بلکه نشان میدهد تا چه اندازه بزدلانه افراد بی دفاع را هدف قرار میدهند.

داکتر

احسان الله شهیر رئیس صحت عامه بامیان ضمن تائید این خبر گفت : با بسیار تاسف میخواهم بگویم که یک کارمند با استعداد این اداره به اسم داکتر قدرت الله تابان از اثر حمله مسلحانه دشمنان صلح وآرامش کشور مجروح ویک کارمند این اداره ( راننده ) که از مدت 8 سال در این اداره کار می کرد به شهادت رسیده است.

وی

ادعای مبنی بر اینکه سه تن دیگر از سر نشینان این واسطه توسط افراد مهاجم ربوده شده به شدت رد نموده افزود : در واسطه که مورد حمله مهاجمان قرار گرفته بود تنها داکتر تابان ویک راننده واسطه مذکور که مربوط ریاست صحت عامه میباشد بودند .

بگفته

داکتر احسان الله شهیر راننده  ی که توسط این افراد به شهادت رسیده است یکفرد غریب بوده توسط همین معاش ، مسئولیت معیشت خانواده خود را به عهده داشت که جنایتکاران با این عمل خویش زمینه فراهم شدن آذوقه ای این خانواده را از بین برد.

به

گفته مقامات مسئول - داکتر تابان که در این حادثه مجروح گردیده  در شفاخانه ایمر جنسی کابل تحت مداوا قرار دارد

گفتنی

است که ترافیک وسایط نقلیه در این جاده فعلاً بطور عادی بروی وسایط شخصی باز است.

 

شکایت باشندگان بامیان از چگونگی عرضه خدمات

 شبکه ای مخابراتی روشن

بعداز شکست نظام طالبانی ، زمینه خوبی برای رشد سکتور خصوصی بوجود آمده که میتوان از آن جمله بخش مخابرات وتکنالوژی را نام برد .

برای عرضه خدمات مخابراتی در حدود10 شرکت فعالیت مینماید که اکثراً خصوصی اند ، در این میان شرکت مخابراتی روشن با داشتن مشتریان زیاد در سراسر کشور بطور 24 ساعته در ولایت بامیان در کنار سایر شبکه های مخابراتی چون اریبا ، اتصالات وافغان بی سیم فعالیت مینماید.

 
با

بگفته

شهروندان بامیان نحوه عرضه خدمات این شبکه در بسیاری از موارد قطع میباشد ، محمد علی دوکاندار شهر بامیان در این خصوص میگوید: من مدتی زیادی است که از شبکه روشن استفاده مینمایم در ابتدا فعالیت این شبکه برایم قناعت بخش بود ولی مدتی است که اخلال در زمان تماس پیش میاید.

خالق  دانشجو دانشگاه بامیان میگوید : متاسفانه مدتی شده در زمان برقراری تماس ها توسط روشن به مشکلات جدی رو برو ام .

 


وی افزود: در روزهای جمعه وسایر روزها که رخصتی باشد ویا هم کمی وضعیت آب وهوا مناسب نباشد ما از استفاده موبایل محروم ایم 




اینکه این شبکه مخابراتی نسبت به سایر شبکه ها ساحه ای محدود ( مرکز بامیان ومرکز ولسوالی یکه ولنگ) را تحت پوشش دارد اما نحوه عرضه ای خدمات باعث قناعت مردم نیست..


 

مردم بامیان از وزارت محترم مخابرات وتکنالوژی میخواهند تا از روند عرضه خدمات شبکه های مخابراتی نظارت جدی داشته باشند واز دفتر روشن میخواهند تا ساحه پوشش خود را وسعت دهد.

 


گزارش : مرضیه خرمی

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/12 و ساعت 4:6 PM |

تلویزیون راه فردا اولین تلویزیون خصوصی هزاره ها ماهواره یی شد !

تلویزیون راه فردا - اولین تلویزیون خصوصی هزاره هاست - که با پشت سرگذشتن مشکلات زیاد توسط حاج محمد محقق بعد از ایجاد رادیو - ایف ایم - فردا در کابل راه اندازی شد . رادیو تلویزیون فردا که بعداْ بنام " راه فردا " تغییر نام یافت . نشرات آزمایشی خویش را ابتدا با سخنان رهبرشهید استاد مزاری ( ره ) شروع نمود . بخش های خبری آن با آب و تاب کامل پخش می گردید . چندی نگذشت که تصویر سخنرانی استاد شهید از آن برداشته شد . تلویزیونی که باید با تلویزیون های دیگر به رقابت میپرداخت و یا احیاناْ پیشی میگرفت -  بنا به نداشتن مدیریت سالم و جذب نشدن افراد مسلکی نتوانست برنامه های خوبی را به دست نشر بسپارد و اکثر کارمندان و مسئولین این تلویزیون پسران حاجی صاحبان و افراد مورد نظر شخص آقای محقق بودند که استخدام شدند و شخصی بنام عبدالله از اعضای خانواده ی آقای محقق که هیچگونه سابقه کاری در تلویزیون نداشت سمت ریاست آن را به عهده گرفت و حاجی خلیل در انترویو ( مصاحبه ) و استخدام افراد سفارش شده رول عمده را بازی مینمود و تنها کسی که یک اندازه سابقه کاری در کار های گزارشدهی داشت آقای عباس آگاه بود که وی خبر نگار رادیو صدای امریکا در بامیان بود  و همچنان آقای علیزاده  که قبلا در تلویزیون ملی افغانستان کار کرده بود و از تجربه خوبی برخوردار بود کماکان در استخدام افراد نیز نقش داشت که بعداْ از تلویزیون راه فردا اخراج شد .

کار تلویزیون " راه فردا "  بیشتر جنبه مذهبی دارد و برای ریکلام نمودن آقای محقق می باشد . اما برنامه های دیگر مثل نشر و پخش فیلمهای هندی و آهنگ های شاد که از طریق تلویزیون های خصوصی دیگر در کشور نشر میگردد - ممنوع میباشد .

بهر صورت در مسایل مذهبی و کارهای  سیاسی و انعکاس دیدگاه های هزاره ها این تلویزیون تا حدی نمایندگی هزاره ها را نموده و اما در بعضی مسایل سیاسی سانسور های بیمورد نیز در زمینه وجود دارد . این تلویزیون همانطوری که اولین تلویزیون خصوصی هزاره ها در افغانستان محسوب میشود بعد از برقراری روابط سیاسی محقق و دوستم با حمایت ترکیه شامل فریکانسی ستلایت ترک ست شد . حالا دو تلویزیون افغانستان " آیینه و راه فردا " در ترک ست  قابل دسترس  می باشد .

علاقمندان تلویزیون " راه فردا " میتوانند  از آدرس ذیل ماهواره ی شانرا ترتیب و تنظیم کنند.

 satellite turk sat A2 frequency 11.986.5 symbol rate 22 FEC 5/6 polarization H

 ماهواره ی شدن تلویزیون " راه فردا " ارتباط رسانه ی هزاره ها را در بعضی کشور های آسیایی و اروپایی تامین میکند و ترک ست به اندازه ست های دیگر کاربرد گلوبلی ( جهانی ) ندارد .

قابل یاد آوریست - که تلویزیون های " نگاه " مربوط به آقای خلیلی و کوثر مربوط به آقای تقدسی میباشند که در کابل نشرات دارند و تا حال ماهواره ی نشده اند . تلویزیون نگاه نسبت به هردو تلویزیون دیگر تا حدی آزاد و اولین رسانه ی خبری در افغانستان است . از اینکه دو چینل تلویزیونی تا حال چرا ماهواره ی نشده است به گمان اغلب نداشتن امکانات کافی مالی باعث این کار شده است .

در اخیر میخواهم معلومات بیشتری را راجع به تامین ارتباطات سیاسی ازبیک ها و هزاره ها ( جنرال عبدالرشید دوستم - استاد خلیلی و استاد محقق ) که بعد از محاصره شدن خانه آقای جنرال دوستم توسط آقای علیشاه پکتیا وال شد - بنویسم .

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/11 و ساعت 9:6 PM |

از روز ملی مادری مصئون در بامیان تجلیل به عمل آمد

امروز مصادف است به روز ملی مادری مصئون ، که در کشور ما از طرف نهادهای صحی از آن تجلیل به عمل می آید ، به همین مناسبت امروز مراسم با حضور داشت مسئولین دولتی ، دفتر ساحوی حقوق بشر ، نهادهای صحی همکار ، مادران وداکتران صحی با  شعار " بیایید با رفتن نزد ماهر ولادی ، مادران ونوزادان را از خطرات  حاملگی ولادت وبعد از ولادت نجات دهیم "در بامیان تدویر یافته بود .

داکتر حبیبه سرابی والی بامیان در پیام خود ضمن با اهمیت خواندن تجلیل از این روز گفت : با توجه بر اینکه خانواده اساس جامعه بوده ، مادر اساس خانواده میباشد پس باید بر مصئونیت مادران توجه جدی نمود.

وی افزود : اداره محلی بامیان  مصمم است ، برای اینکه همه مردم بتواند بطور درست به خدمات صحی دسترسی داشته باشند از هر گونه خدمت دست بازندارد ، که در عمل نیز ثابت نموده است.

به گفته خانم سرابی اگرچند فعالیت های چشمگیر در عرصه ای عرضه خدمات صحی صورت گرفته ولی با آنهم مورد قناعت ما نیست باید بیشتر از این توجه شود.

داکتر احسان الله شهیر رئیس صحت عامه بامیان گفت : بنا به عوامل عدیده متاسفانه مشکلات زیاد دست بدست هم داده وبر آمار مرگ ومیر مادران واطفال افزایش آورده است.

وی عوامل چون صعب العبور بودن جاده های مواصلاتی ، پائین بودن سطح روحی ومعلوماتی خانواده ها در موارد صحی و طولانی بودن فصل سردی ( زمستان) را جدی دانسته افزود : عملاً 425 قریه در سراسر ولایت بامیان در زمستان به خدمات صحی دسترسی ندارند.

این مقام مسئول در خصوص رسیدگی به این مشکل گفت : ریاست صحت عامه ولایت بامیان برای رسیدگی به مشکلات صحی  شهروندان سه دستگاه سیار ( موبائیل) صحی را موظف به عرضه خدمات نموده ایم ولی با آنهم کفایت نمی کند.

آقای شهیر بر اساس آمار صحی کشور گفت : متاسفانه در هر 27 دقیقه یک مادر در هنگام در زمان حمل ، ولادت وبعد از ولادت جان خود را از دست میدهند.

عبدالاحد فرزام رئیس دفتر ساحوی حقوق بشر در بامیان آرامش جامعه را در آرامش مادران خوانده گفت : نقض حقوق مادران زمینه ساز نقض حقوق بشر وبهم خوردن آرامش جامعه است.

وی افزود : از دیدگاه ما فرارو مادران و در مجموع زنان مشکلات زیاد میباشد که باید برای رفع آن برنامه های مشخص در نظر گرفته شود.

داکتر ریحانه مسئول صحت باروری ریاست صحت عامه بامیان گفت :  براساس سروی که ما انجام داده ایم 19 % مادران بخاطر ولادت مصئون به مراکز صحی مراجعه نموده و 62 % مراقبت های صحی قبل ازولادت را در نظر داشته اند.

به گفته داکتر ریحانه 32 %  مادران برای مراقبت بعد از ولادت به مراکز صحی مراجعه نموده و87% خانم ها در سطح بامیان دانش چگونگی مراقبت شخصی در زمان حمل وولادت را دارا میباشند.

همچنان رئیس صحت عامه بامیان در خصوص ایجاد مراکز صحی در این ولایت گفت : در مدت پنچ سال از 9 مرکز صحی به 76 مرکز صحی  ارتقا یافته که شامل 1 شفاخانه ولایتی ، 3 باب شفاخانه در سطح ولسوالی ها ، 10 کلینیک جامع صحی  ،23 باب کلینیک BHC، 21 کلینیک صحی ، 3 مرکز صحی تداوی مریضی توبرکلوز و15 باب مراکز صحی دیگر در سطح قرا میباشد.

به گفته آقای شهیر سهم زنان در عرضه خدمات صحی برای مردم برازنده است ولی با آنهم باید بشتر به آن توجه شود وی افزود : 78 قابله خانم و7 داکتر خانم  اکنون در مراکز صحی در سطح  ولایت مصروف خدمت اند.

این مراسم با توزیع تقدیر نامه ها برای 25 تن از فعالان صحی خاتمه یافت.

 گزارش : مرضیه خرمی

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/10 و ساعت 11:29 AM |

رئیس معارف بامیان در یک حادثه ترافیکی مجروح شد.

بامیان شهریست کوهستانی دارای جاده های صعب العبور که نسبت به ترافیک وسایط نقلیه موجود در بعضی اوقات حوادث دلخراشی بوقوع می پیوندد.

محمد رضا ادا رئیس معارف ولایت بامیان در حالیکه بعد از بازدید یکی از مکتبی در منطقه موسوم به توپچی دوباره به مرکز بامیان عزیمت داشت براثر حادثه ترافیکی جراحت سنگین برداشته است . وی توسط موظفین ترافیک ومردم محل در شفاخانه ولایتی مرکز بامیان منتقل شده وتحت مداوا قرار گرفته است .

بگفته داکتر احسان الله شهیر رئیس صحت عامه بامیان این حادثه از نظر طبی حادثه بسیار جدی بوده ولی به حمد خداوند (ج) آسیب جدی را در پی نداشته است .

وی افزود : بر اثر این حادثه مشکلات صحی در قسمت سر ، هردو پا وقبرغه های رئیس معارف وارد شده است که فعلاً از هر لحاظ وضعیت صحی وی قناعت بخش میباشد.

مسئولین ترافیک بامیان این حادثه را  علت مشکلات تخنیکی واسطه حامل رئیس معارف دانسته وگفته اند که نارسایی جاده ها وسرعت بیش از حد واسطه نیز به عنوان یک علت بوده است .

داکتر حبیبه سرابی والی بامیان ضمن ابراز تاسف از وقوع این حادثه گفت : به مسئولین  اداره محلی بامیان هدایت داده ام تا زمینه انتقال وی را به کابل غرض مداوا فراهم سازند.

گفتنی است که در این حادثه دونفر از مسئولین معارف ودریور رئیس معارف  نیز جراحت برداشته اند که بعد از تداوی از شفاخانه مرخص شدند.

گزارشگر : مرضیه خرمی از بامیان  

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/8 و ساعت 3:27 PM |

به دنبال انتقادات شدید که از فعالیت نیروهای امنیتی در جریان برگزاری جرگهء ملی مشورتی صلح صورت گرفت ، وزیر داخله افغانستان و رییس عمومی امنیت ملی این کشور از عهده شان استعفا کرده و رییس جمهور افغانستان نیز استعفای این دو مقام بلند پایه امنیتی را پذیرفت . 

دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری افغانستان با انتشار اعلامیه یی گفته است که:
« این دو مقام امنیتی به هدف دادن توضیحات در مورد حملات تروریستی که بالای جرگهء ملی ملی مشورتی صلح صورت گرفت به ارگ ریاست جمهوری فرا خوانده شده بودند تا در رابطه توضیحات لازم را ارایه کنند، اما توضیحات این دو مقام امنیتی قناعت رییس جمهور کرزی را فراهم کرده نتوانست.»

در همین حال، امرالله صالح رییس عمومی امنیت ملی افغانستان در یک کنفرانس خبری پذیرفت که نیروهای امنیتی نتوانستند پوشش امنیتی درست را در نخستین روز برگزاری جرگه فراهم کنند، بناءً از عهده اش استعفا کرده است.

آقای صالح گفت:
« نیروهای ما تلاش کردند تا امنیت به صورت درست تامین شود، اما با توجه به حوادثی که رخداد، اخلاقاً تصمیم گرفتم تا از عهده خود به عنوان رییس عمومی امنیت ملی استعفا بدهم، این تهدید به استعفا نیست، بلکه خودم از وظیفه خود کنار می روم.»
آقای امر الله صالح از تحمل پذیری رئیس جمهور در شش سال ونیم گذشته نیز اظهار قدردانی نمود و گفت که از ریس جمهور چیزهای زیادی را آموخته است . موصوف از شورای ملی که دوبار برایش رای اعتماد داده بودند نیز اظهار سپاس و قدردانی بعمل آورد . آقای صالح از همکارانش خواست که در مقابله با تروریزم و القاعده بی ایستند و از خاک ووطن شان دفاع کنند . نامبرده دولت پاکستان - طالبان والقاعده را مسئول ناامنی در افغانستان دانست . بخاطر شادی روح همکارانش که در شش سال ونیم گذشته وی را در امر خطیر وظیفوی همراهی کرده و شهید شده اند نیز دعا کرد و گفت که متوجه فعالیت های شبکه مولوی حقانی در این زمینه نبودند و غافلگیر شدند.
آقای صالح گفت که بعضی عواملی وجود دارد که نمیخواهد روی آن بیپیچد . جای سوال اینجاست که آقای صالح چه چیزی را میخواست بگوید و آنرا نگفت ؟ آقای صالح از هیچ کسی ناراضی نبود و گفت با وجود تمام امکانات دولتی موفق به تامین امنیت لویه جرگه نشده است و همچنان افزود که در استعفایش هیچ تهدیدی وجود ندارد و فقط استعفاست .

اما تا اکنون عکس العمل محمد حنیف اتمر وزیر داخله پیشین افغانستان روشن نیست.

رییس جمهور افغانستان به دنبال پذیرفتن استعفای این دو مقام، تا زمان تعیین وزیر داخله جدید افغانستان، ستر پاسوال منیر منگل معین امنیتی وزارت داخله را به عنوان سرپرست این وزارت و هم چنان انجنیر ابراهیم سپین زاده را به حیث سرپرست ریاست امنیت ملی افغانستان توظیف کرده است.

در نخستین روز جرگهء ملی مشورتی صلح که به روز چهارشنبه گذشته برگزار شد، گروهی از افراد مخالف دولت با استفاده از اسلحه سبک و سنگین حملات راکتی و مسلحانه را بالای محل برگزاری جرگه در غرب کابل انجام دادند که در نتیجه، جریان نخستین ساعات برگزاری جرگه و مباحث آن مختل شد.

مقامات گفتند که دو تن از تروریستان انتحار کننده در فاصله یک هزار متری خیمه لویه جرگه جای که حدود 16 صد تن از نماینده گان مردم در آن حضور داشتند، نفوذ کرده و می خواستند حمله انتحاری را انجام دهند که به وسیلهء نیروهای امنیتی از پا در آورده شده و یک شخص دیگر مظنون در محل که گفته می شود با این گروه تروریستی ارتباط داشت، بازداشت شده است.

دو راکت نیز از همین محل بالای خیمهء لویه جرگه پرتاب شد که به مناطق دور تر از محل برگزاری جرگهء صلح اصابت کرد، که تلفات و خسارات در پی نداشت، اما نگرانی های جدی را در بین اشتراک کننده های جرگه و باشنده گان کابل ایجاد کرد.

به اساس اظهارات مقامات امنیتی افغان، مخالفین مسلح دولت افغانستان پلان های وسیع را به هدف مختل کردن جرگهء ملی مشورتی صلح طرح کرده بودند که بخش اعظم این پلان مخالفین خنثی شده است.

در پی این حملات، انتقاد های زیاد بالای نیروهای امنیتی مطرح شده است.

مخالفین سیاسی دولت افغانستان نیز با اشاره به این رویداد ها از ضعف همیشه گی نیروهای امنیتی افغان سخن زده اند.

پیش از این نیز نیروهای امنیتی افغان با انتقاد های جدی از این دست رو به رو بوده اند.

پلان امنیتی برای جرگهء ملی مشورتی صلح در کابل به وسیلهء وزارت های داخله، دفاع و ریاست امنیت ملی افغانستان طرح شده بود.

در افغانستان کم تر معمول بوده است که مقامات بلند پایه دولتی به خاطر ضعف های کاری شان استعفا بدهند، اما این نخستین حرکت است که صورت گرفته و رییس جمهور افغانستان نیز آن را پذیرفته است.

وزارت دفاع افغانستان نیز تا اکنون در مورد این تحول تازه تبصره یی نکرده است، اما مقامات وزارت دفاع افغانستان گفته اند که در تقویت کمر بند های امنیتی اطراف کابل، نقش قوی و برجسته یی داشته اند.
 
استعفای وزیر داخله و رئیس عمومی امنیت ملی نه تنها ضعف کاری نیست بلکه اعتراف به ناتوانی ها نشانه شخصیت آنهاست . آقای امرالله صالح جوانترین عضو کابینه رئیس جمهور کرزی بود که از استعداد خارق العاده برخور دار بود و بنا به اخلاق وظیفوی و ناکامی در وظایف محوله اصرار به ماندنش در سمت ریاست عمومی امنیت ملی نکرد . و تداوم فرهنگ استعفا آینده ی روشنی را برای افغانستان میرساند و خوب است که هر مقام ناکام دولتی به چنین عمل شایسته دست یازد .
 
 
+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/6 و ساعت 8:13 PM |

از روز جهانی محیط زیست در بامیان تجلیل بعمل آمد

روز شنبه مورخ 15 جوزا مصادف است به روز جهانی محیط زیست ، از سل 1972 به بعد از این روز در اکثر کشورهای جهان تجلیل به عمل می آید که خوشبختانه از چند سال بدینسو در کشور ما نیز یادهای از این روز صورت میگیرد.

امروز از روزجهانی محیط زیست با شعار " تنوع بیولوژیکی ، سیستم های طبیعی و سالم ، احیا مجدد ایکولوژیکی " در یک فضا کاملا طبیعی در دامنه ای کوه بابا با حضور تعدادی از مقامات محلی ، مسئولین دفتر محیط زیست سازمان ملل متحد ، تعدادی از مردم محل ودانش آموزان به همت ریاست محیط زیست و UNEP دفتر محیط زیست سازمان ملل تجلیل به عمل آمد.

داکتر حبیبه سرابی والی بامیان در پیامی تجلیل از روز جهانی محیط زیست را تجدید تعهد دولت وشهروندان در مورد پاکی محیط زیست دانسته افزود: اداره محلی بامیان با در نظرداشت اهداف ملی وبین المللی خود را متهعد میداند تا از محیط زیست بطور جدی حفاظت نماید.

وی افزود : ما همواره از مردم خواسته ایم تا در حفاظت از محیط زیست کوشا باشند در غیر آن طبق قانون با متخلفین بر خورد خواهد شد.

به گفته این مقام مسئول :برای اینکه بتوانیم به فرزندان ونسل آینده خویش هدیه خوب داشته باشیم باید به محیط زیست توجه نمود .

انجنیر محمد شریف رئیس محیط زیست ولایت بامیان ضمن با اهمیت خواندن حفاظت از محیط زیست گفت : متاسفانه وضعیت محیط زیستی در دنیا نگران کننده بوده وباید برای رفع این نگرانی ضرورت است همه باهم دست بدست داده از آسیب رسانیدن به محیط زیست جلوگیری نمایم.

وی افزود : حفاظت از محیط زیست نیاز به حرکت جمعی داشته و وظیفه تک تک جامعه بشریت است که باید به آن احترام گذاریم.

عبدالاحد فرزام رئیس دفتر ساحوی حقوق بشر در بامیان ضمن بیان این مطلب که محیط زیست سالم یک حقوق بشری است گفت : دسترسی به محیط زیست سالم یکی از مصادیق حقوق بشر است و مردم ، دولت ونهاد های زیربط در قبال تامین این حق مسئولیت دارند .

آقای اندریو مسئول دفتر محیط زیست سازمان ملل متحد در بامیان از مردم خواست تا با عمل خود ثابت نمایند که به محیط زیست احترام میگذارند وی از اداره محلی بامیان در راستای حفاظت از محیط زیست تشکری نمود.

مراسم با کوه نوردی عموم اشتراک کنندگان در دامنه کوه بابا به مصافه 12 کیلو متر به پایان رسید

.

گزارش : بسم الله تابان  

************************

تظاهرات گسترده بر ضد تهاجم کوچی ها در ناروی

این گزارش قبلاْ مواصلت نموده بود و از بابت تاخیر در نشر آن معذرت میخواهم و گزارش تصویری دیگر از شهر تورنتوی کانادا نیز مواصلت نموده که تصاویر هردو تظاهرات ( ناروی و تورنتوی کانادا ) را برای خوانندگان گرامی وبلاگ آزادگان به دست نشر خواهم سپرد

  

تظاهرات گسترده ی افغانستانیهای ناروی در اعتراض به تهاجم کوچیها دربهسود ودایمرداد

روزشنبه مورخ 29/05/2010 تظاهرات باشکوه هزار نفری دراعتراض به تهاجم مسلحانهَ کوچیها دربهسود وکشتار عده ای وآواره کردن دهها خانواده، درشهراسلوپایتخت ناروی برگزارگردید.

تظا هرکننده گان که متشکل از زنان ومردان وجوانان واقشار مختلف مردم بودند، با سردادن شعارها وحمل پلاکارتهایی ی بزبانهای فارسی، ونار ویژی مبنی برسهل انگاری وعدم جدیت دولت درحفاظت از جان ومال مردم واین که کوچیگری درافغانستان پوشش وبهانه ای است جهت اعمال سیاستهای نژادپرستانه. مظاهره کنندگان از مقابل پارلمان ناروی بحرکت درآمده وباعبور از چندین جاده، جلو محوطه وزارت خارجه ناروی تجع نمودند .

دراین اجتماع، مقالات وسخنرانیهایی بزبانهای فارسی، انگلیسی ونارویژی توسط شرکت کننده گان خوانده شد، که حول محورتبین ماهیت کوچیگری درافغانستان، سیاستهای تبعیض آمیز وقوم گرایانه دولت افغانستان دور می زود.

مظاهره کنندگان با ابراز تنفر وانزجاراز تها جم مسلحانه کوچیها دربهسود وابرازهمدردی با مصیبت دید گان این حادثه، جدا خواستار مجازات تجاوزگران و اجرای عدالت، جبران خسارت آسیب دید گان وبرگرداندن آواره گان به خانه و کاشانهٌ شان ونیز توجه جامعه بین المللی نسبت به این حادثه گردیدند.

مظاهر کنندگان همچنین، ضمن ابراز همدردی عمیق با قربانیان این حادثه ی ظالمانه، حمایت وپشتبانی وهمبستگی خویش را ازحرکتهای اعتراضی واقدامات مدنی وبجای استاد خلیلی، معاون ریس جمهور ونیز نما یند گان مردم هزاره درمجلسین سنا وشورای ملی، اهل قلم ومطبوعات و سازمانها وانجمنهای مردمی که در جهت اعتراض به تهاجم کوچیها صورت گرفته، اعلام داشتند.

در پایان، شرکت کنندگان مظاهره قطعنامه ای با 11ماده ای را که ترتیب داده بوند، قرائت وبه وزارت خارجه ناروی تحویل دادند. سپس مظاهره کنندگان به راهپیمایی به سوی سفارت افغانستان در ناروی ادامه داده ودرمقابل سفارت افغانستان در ناروی تجمع نمودند. مظاهره کنندگان با آرامش شعارهایی مبنی بر محکومیت این تهاجم و بی توجهی و سهل انگاری دولت افغاستان نسبت به حل مشکل کوچیگری سر دادند و قطعنامه ی خود را به سفیر افغانستان در ناروی، خانم منیژه باختری که شخصاً در جمع تظاهر کنندگان حاضر شده بود، تحویل دادند تا صدای اعتراض وخواسته هایشان را به گوش ریس جمهور وسایر مقامات مربوطه برسانند.

گزارش از حاجی علی میرزایی

*****************

تصاویر تظاهرات مردم هزاره در تورنتوی کانادا برضد تهاجم کوچی نماها دربهسود

 

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/5 و ساعت 8:27 PM |

سلام به تمام دوستداران و  خوانندگان وبلاگ آزادگان !

امید وارم همیشه و همیشه در حفظ و امان خداوند بزرگ باشید . حوادث تلخی که در دایمیرداد - بهسود - کجاب و تیزک به اتفاق افتاد وبلاگ آزادگان در کنار سایر رسانه های گروهی انترنیتی کوشید تا گوشه های از این مصایب بزرگ را برای مردم دنیا انعکاس دهد . متاسفانه ما در کشوری زندگی میکنیم که مردم ما ازحد اقل امکانات برای زندگی شان برخور دار نیستند  چه بسا که مردم به انترنیت دسترستی داشته باشند. و باز هم جای شکر گزاری است که رسانه های فعال کشوری و بین المللی تا حدی توانستند مردم را در روشنایی حوادث تلخ اخیر که میان کوچی ها و مردم هزاره بوقو ع پیوست قرار دهند . هنوز هم خبرهای تکان دهنده ی دیگر منتشر میشود که کوچی ها بعد از عقب نشینی شان از بهسود و دایمیرداد با مردم قره باغ و ناهور ولایت غزنی هم درگیراند. چرا کابوس جنگ از یک منطقه به منطقه دیگر انتقال میابد . و چرا حکم رئیس جمهور پیاده نمیشود . آیا حکم رئیس جمهور تنها برای بهسود صادر شده است و یا این حکم یک حکم سراسری می باشد ؟

بیشتر ازاین حرافی نمیکنم و طبق وعده که گفته بودم آخرین سخنرانی استاد خلیلی را برای شما وعده داده بودم که برای شما نشر میکنم خوشبختانه سایت رسمی حزب وحدت این سخنرانی را منتشر کرده و من هم بخاطر اطلاع شما خوانندگان گرانقدر آن را امروز در اختیار شما گذاشتم تا از جزئیات حرف های استاد خلیلی باخبر شوید .

متن سخنراني استاد خليلي معاون رئيس جمهور در مصلاي شهيد مزاري

   12/3/1389
به بهسود رفتم تا جلو نفاق، بحران و فاجعه گرفته شود
از اينکه بازهم در جمع شما هستم، خدا را سپاسگذارم و احساس خرسندي مي کنم. ولي از اينکه در آفتاب گرم نشسته ايد رنج مي برم. لذا سعي مي کنم بطور فشرده صحبتي را که مي خواهم با شما داشته باشم، بيان کنم.
برادران و خواهران عزيز! صحبت من در دو محور است:
1-چرا به بهسود رفتم؟
2-چه نتيجه اي از اين سفر عائد شد؟
در جريان هستيد شب 26 ثور واقعه اي دردناک در دايميرداد، تيزک و کجاب پيش آمد. در اول صبح يکشنبه ما تلاش کرديم جلو فاجعه گرفته شود. با اعزام قطعات اردوي ملي. فردايش جلسه کابينه بود و صحبت مفصل شد. گزارش هايي که دوستان امنيتي ما داشتند، با گزارش هايي که ما داشتيم خيلي متفاوت بود. ما از جنگ، آتش زدن خانه هاي مردم، چور و چپاول، کشتن مردم گزارش داشتيم، اما دوستان ما گزارش ديگري داشتند که وضع آنها تحت اداره است: شديداً ناراحت شدم، به خدمت دوستان کابينه و جناب ريس جمهور يادآور شدم که اين گزارش ها گزارش هاي بي اساس است. واقعيت چيز ديگر است. بعد از ظهر هم مصاحبه مطبوعاتي داشتم و نظريات و ديدگاه خود را از وضعيتي که پيش آمده در دايميرداد و تيزک و کجاب يادآور شدم. ولي گزارش ها بازهم آزار دهنده بود. هم جناب رييس جمهور را و هم ما را به حيرت مي انداخت، روز سه شنبه تصميم گرفتم که به دايميرداد بروم. تصميم شخص خودم بود. و با جناب وزير داخله تيلفوني صحبت کردم و همچنين با وزير دفاع؛ که بايد همراهي کنند و در متن مناطق تصرف شده کوچي ها وارد شويم تا واقعيت روشن شود که چگونه است. چرا ما در تاريکي باشيم. چرا واقعيت ها بصورتي که واقعيت دارند، گزارش داده نمي شوند. به هر حال خوشحال هستيم که در روز سه شنبه وارد دايميرداد شديم، هم وضعيت را بررسي کرديم و هم فيصله هاي مهمي به وجود آمد: 1- آتش بس. 2- عدم پيشروي در ساحات بهسود. 3- کوچي ها از مناطق مسکوني و زراعتي بدون قيد و شرط از روز سه شنبه خارج شوند. 4- تبادله اجساد و اسيران. بناءً تا روز چهارشنبه مهلت داده شد که بحران پايان گيرد، پيشرفت هاي خوبي بود.
دوستان عزيز! بسيار واضح مي گويم، اگر روز سه شنبه اين تصميم ها و فيصله ها گرفته نمي شد؛ عمق فاجعه به مراتب سنگين تر و وسيع مي بود. من يقين دارم که آن روز تبديل به يک بحران ملي و نفاق ملي مي شد که کشور و نظام و وضعيت فعلي ما را تهديد مي کرد. دوستان آواره بهسود هم با من درد دل داشتند که چگونه وضعيت بود.
روز چهارشنبه گزارش هايي که دريافت داشتم حاکي از آن بود که وضعيت تا حدي تحت کنترل در آمده است، مرحله دوم کار را آغاز کرديم. روز پنج شنبه خدمت جناب رييس جمهور رسيديم که مرحله اول کار به پايان رسيده و بايد مرحله دوم کار آغاز شود. مرحله دوم تخليه کل مناطق؛ از کوه و دشت و دره مردم هزاره نشين، جبران خساره براي يک طرف بخاطر علفچر، براي مردم ده که خانه هاي شان آتش زده شده، زراعت شان از بين رفته و اموال شان را به غارت برده اند. بايد دولت تمام اين خسارات را بپردازد. نکته سوم؛ اسکان کوچي ها بود. چون تنها راه حل، اسکان کوچي است. گفتم جناب رييس جمهور! مرحله دوم را ما بايد با حکم جناب شما آغاز کنيم. من بار ديگر از جناب رييس جمهور صميمانه تشکر مي کنم، با رضايت حکم ديگري را وظيفه دادند که تهيه شود و از ديد ما بگذرد. بنا بر آن ما روز پنج شنبه اين حکم (حکم جديد) جناب رييس جمهور را با جناب وزير داخله و نماينده وزارت دفاع در کنفرانس مطبوعاتي اعلام کرديم. ولي چالش هاي وسيعي در راه پياده شدن اين حکم بود. تلاش هايي صورت گرفت که اين حکم را برهم بزنند. بار ديگر بحران ادامه پيدا کند و به سطح ملي کشانيده شود. من در روز جمعه خبرهاي بدي را شنيدم. عصر روز جمعه چيزي که در ذهنم آمد، اينکه ايجاب مي کند که فرد گاه گاهي مسووليت حکومتي خود را قرباني منفعت عامه کشوري کند. اما؛ اين آمادگي را من احساس کردم. و گفتم آماده ام براي جلوگيري از يک بحران ملي، براي جلوگيري از يک نفاق ملي، براي جلوگيري از يک فاجعه کلان کشوري، بايد اولين قرباني که داده شود، خليلي خواهد بود. روز شنبه با دو سه نفر از همکارانم صحبت کردم که عزم دارم، بهسود بروم تا جلو اين نفاق، بحران و فاجعه بصورت قاطع گرفته شود. دوستان هم تأييد کردند. من تصريح کردم که مي روم؛ ولي با يک پيامي. شايد بحران وسيع شود و من به کابل ديگر بر نگردم. حد اقل مردم ما گوشه هايي از درد دلم را بعد از مرگم درک کنند. پيام آماده شد، روز يکشنبه که شما هم در جريان هستيد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/3 و ساعت 1:32 PM |

 

خیمه (چادر) جرگه

گزارشهایی که هم اکنون به آزادگان داده شده است . در حالیکه از شروع جرگه ملی مشورتی  صلح دو ساعت می گذشت  دو انفجار که احتمالاً راکت بود در ساحه بادام باغ و دیگری در نزدیکی خیمه لویه جرگه اصابت کرده است .  از تلفات و خسارات وارده تا حال گزارش نشده و کار جرگه ادامه دارد .

 بی بی سی گزارش داده است .

همزمان با گشایش این نشست، صدای چندین انفجار در نزدیکی خیمه (چادر) لویه جرگه (محل برگزاری این نشست) بگوش رسیده است.

گزارش شده که حداقل یکی از این انفجارها ناشی از یک حمله انتحاری بوده است. اما جزییات بیشتری در این مورد در دست نیست.

یکی از این انفجارها، در جریان سخنرانی صبغت الله مجددی، رئیس مجلس سنای افغانستان در نشست مشورتی صلح صورت گرفت که با صدای "الله و اکبر" شرکت کنندگان این نشست دنبال شد.

طالبان و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار، مخالفت خود را با برگزاری این نشست ابراز کرده و آن را برنامه ای به ابتکار آمریکا دانسته اند که "نمایندگی از ملت افغانستان نمی کند."

گروه طالبان در آستانه برگزاری این نشست، با انتشار اعلامیه ای تاکید کردند که در صورت ادامه حضور نیروهای خارجی در افغانستان، به "جهاد" خود ادامه خواهند داد.

این نشست که به نام "جرگه مشورتی صلح" مسما شده، تا سه روز در کابل به کارش ادامه داده و انتظار می رود در آخرین روز آن، اعلامیه ای در مورد آنچه در این اجلاس مطرح و نهایی شده، ترتیب داده شود.

حامد کرزی

آقای کرزی گفت که "هموطنان ناراضی" باید به صلح تشویق شوند

یک هزار و ششصد نفر در این اجلاس شرکت دارند که از بخشهای مختلف دولتی و غیردولتی نمایندگی می کنند.

فاروق وردک، از مسئولان برگزاری این نشست، در سخنانی خطاب به شرکت کنندگان گفت که انتظار دارد در جریان سه روز بحث، روی ایجاد چارچوبی برای مذاکره با مخالفان دولت و نیز ایجاد میکانیسمی عملی شدن آن، به توافق برسند.

'زورگویان حکومتی'

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان که این نشست را رسما افتتاح کرد، عمدتا به نکاتی اشاره کرد که باعث ادامه جنگ و نا امنی در کشورش شده است.

آقای کرزی گفت که در نخستین روزهای پس از اجلاس بن، طالبان با ارسال نامه ای به او اعلام کردند که از جنگ دست کشیده و از دولت حمایت می کنند.

اما به گفته آقای کرزی، "کارکردهای نادرست و بدرفتاری" افرادی در درون حکومت افغانستان، باعث شد تا این افراد یک بار دیگر خانه های خود را ترک کرده و سلاح به دست گیرند.

آقای کرزی گفت: "زورگویان حکومت خود ما وارد خانه های مردم شدند و مردم را آزار دادند، زمین ها و جایدادهای آنها را غصب کردند."

او افزود که دلیل دیگری "نارضایتی" طالبان، برخورد نامناسب خارجی ها بوده است.

'افراد بیگناه'

آقای کرزی از زندانی شدن "افراد بیگناه" به اتهام همکاری با گروه طالبان انتقاد کرد و گفت که این مسئله نارضایتی گسترده ای را به بار آورد.

طالبان

آقای کرزی گفت زندانی کردن "افراد بیگناه" به جنگ دامن زده است

او گفت: "من شخصا این گونه افراد را می شناسم که در دوره جهاد دوست و همسنگر ما بودند، اما چند ماه پیش به ناحق زندانی شدند، و بعد خانه های خود را رها کرده و اسلحه برداشته اند. تعداد این افراد هزاران نفر است، آنها دشنمان این کشور نیستند."

آقای کرزی افزود: "حالا حکومت افغانستان و خارجی ها مکلف هستند که (این افراد را) دوباره به خاک شان باز گردانند."

رئیس جمهور کرزی خطاب به اعضای جرگه مشورتی صلح کابل گفت که آنها باید پیام روشنی را به این افراد برساند تا سلاح خود را به زمین گذاشته و "فرزندان کشور خود را نکشند."

او گفت: "ملت افغانستان چشم به راه شماست. چشم به راه مشوره های شماست تا افغانستان را از این رنج و درد نجات بدهیم. امروز در نشست شما، امید بزرگ ملت افغانستان است."

گروه طالبان اما از آقای کرزی به دلیل آنچه که عدم اراده قوی برای مصالحه می خوانند، انتقاد می کنند.

افراد نزدیک به طالبان می گویند، موجودیت زندانهای آمریکایی در افغانستان و فهرست افراد مورد پیگرد و تحریم هایی که نامهای رهبران طالبان در آن شامل می شود، از موانع اصلی بر سر راه آشتی با طالبان است.

اما آقای کرزی می گوید، آمریکا تعهد کرده بزودی مسئولیت تمامی زندانها را در افغانستان به دولت این کشور واگذار کند و تلاشهایی برای حذف نام رهبران طالبان از این فهرست ها نیز صورت خواهد گرفت.

 

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/2 و ساعت 12:34 PM |

سایت فیس بوک در پاکستان فعال شد!

سایت یو تیوب هم چند روز قبل باز شده بود !

سایت فیس بوک که یک سایت اجتماعی می باشد ، بتاریخ ۱۹ ماه می ۲۰۱۰ بنا به فیصله محکمه عالی پاکستان مسدود ( فیلتر ) شده بود . محکمه عالی پاکستان  دلیل مسدود شدن فیس بوک را ، انجام عمل گستاخانه و بی حرمتی در برابر رسول گرامی اسلام اعلام نموده بود. و همچنین به تعقیب فیلتر شدن فیس بوک سایت یو تیوب هم در پاکستان فیلتر شد . بی بی سی گزارش کرده بود که سایت فیس بوک در دو روز دو بیلیون یورو ضرر کرده و اگر این وضعیت برای هفت روز ادامه یابد این ضرر به ۴۰ بیلیون یورو خواهد رسید . در حالی که فیس بوک بیشتر از حد معیین مسدود ماند .

ساعت ۱۱ قبل از ظهر زمانی که میخواستم ایمیل هایم را چک کنم طبق معمول ایمیل های وارده از سایت فیس بوک را باز کردم - دیدم سایت فیس بوک برویم بازشد و برایم بسیار خوشحال کننده بود و واقعاْ شگفت زده شدم و چندین روز بود که از فیس بوک خبری نبود و مسیج ها همه یکطرفه میامد و ما هم هیچ جوابی برای دوستان داده نمیتوانستیم . چند روز قبل سایت یو تیوب هم مجدداْ باز شده بود و من نتوانستم گزارش بازشدن آن را گزارش کنم . بهر صورت بسته شدن این دو سایت ارتباطات خیلی ها را قطع کرده بود .

حالا فیس بوک و یو تیوب مجدداْ به روی علاقمندانشان باز و فعال شده و ارتباطات مردم و اعضای فیس بوک دوباره برقرار گردید .   

 

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/1 و ساعت 12:46 PM |

بنا به درخواست حزب نیشنل بلوچستان ( بی ان پی ) امروز برعلاوه شهر کویته تمام مغازه های صوبه بلوچستان اعتصاب کردند

برخلاف عملیات  کارکنان و گرفتاری رهبران واضح شود که روز گذشته تظاهرات گردید و نیروهای پولیس تیر اندازی های هوایی نموده و از گازهای اشک آور استفاده کردند .

از اثر فیرهای هوایی با نصیر احمد لانگو پنج نفر دیگر زخمی شدند و بعد از آن نصیر احمد لانگو تاب نیاورده و در گذشت .

تمامی شاهراهای صوبه بلوچستان در سوم جون مسدود و تظاهرات خواهد شد . مردم حمایت همه جانبه نمایند . (  حزب نیشنل بلوچستان )

 روز نامه مشرق در شماره (    ۳۲۸  ) خویش گزارش داده است ،  امروز بر خلاف شهادت نصیر احمد لانگو  بنا به در خواست حزب نیشنل بلوچستان همزمان با  دارالحکومت (  شهر کویته ) در تمام بلوچستان مغازه ها بسته میشود . روز گذشته بخاطر رهایی کارکنان و رهبران  تظاهرات مسالمت آمیز صورت گرفت که در آن پولیس گاز اشک آور استفاده نموده و بسوی مظاهره کنندگان تیر اندازی هوایی کردند .

 نصیر احمد لانگو با پنج نفر دیگر از اثر اصابت مرمی های هوایی زخمی شدن و بعد از آن نصیر احمد لانگو تاب مقاومت نیاورده درگذشت و حزب ( بی ان پی ) برخلاف واقعه تظاهرات را اعلام نموده بود که در مرحله اول در مقابل  کلب های کنفرانس ها مظاهره کنند و حمایت های مردمی  را بیرون بیاورند و در اول جون اعتصاب مغازه داران و در سوم جون اعتصاب ترانسپورت ها در شاهراهای صوبه بلوچستان خواهد بود . ( بی این پی ) در این مدت زمان از مردم تقاضا نموده است که اعتصابات را کامیاب بسازند .

 ترجمه : مرتضی خرمی

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/6/1 و ساعت 9:50 AM |

استاد خليلي از بهسود به کابل برگشت

(شامل گزارش تصويري)   10/3/1389
استاد خليلي معاون رييس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان، از سفري ده روزه يي که به بهسود ولايت ميدان وردک داشت، پيش از ظهر امروز، به کابل برگشت و از سوي هزاران نفر از شهروندان کابل، از ميدان هوايي تا مصلاي شهيد مزاري مورد استقبال قرار گرفت.صدها موتر با حمل تصاوير استاد خليلي و رهبر شهيد ونيز بيرق افغانستان جلوه هاي زيبا و بيادماندني را خلق نمودند ويکبار ديگر اوج محبوبيت يک رهبر سياسي را به نمايش گذاشتند.

معاون رييس جمهور در سخنراني خود که در جمع استقبال کنندگان ايراد نمود گفت: هدف سفرم به بهسود جلوگيري از گسترش نا امني و بحران و تطبيق مرحله دوم حکم رياست جمهوري مبني بر خروج کوچي ها از محلات مورد منازعه و برگشت آبرومندانة بي جاشدگان به منازل مسکوني شان بود.
استاد خليلي تصريح کرد که اين سفر بر اساس تصميم شخص خودم به حيث معاون رييس جمهور صورت گرفت و خواستم از خانواده هاي بي جا شده و آسيب ديدة اين حادثه دلجويي نموده و از گسترش ناامني و بي ثباتي جلوگيري نمايم که در صورت عدم توجه به آن، مي توانست به يک نفاق و بحران ملي در سطح کشور تبديل شود.
معاون رييس جمهور گفت: دولت مکلفيت دارد تا براي خانواده هايي که از اين رويداد تلخ آسيب ديده اند، خسارت پرداخت نموده و به خواسته هاي آنان مبني بر استقرار آرامش و امنيت در ساحات جنگ زده توجه جدي نمايد.
معاون رييس جمهور در بخش ديگر از سخنانش اطمينان داد که دولت در راستاي حل دائمي اين معضله مصمم است و پروسة اسکان کوچي ها بايد طي سه ماه آينده که در حکم مقام رياست جمهوري به آن تصريح شده آغاز يافته و در آينده شاهد تکرار همچون حوادثي که امسال متأسفانه پيش آمد نباشيم.
معاون رييس جمهور با توجه به اهميت و جايگاه حقوقي حکم مقام رياست جمهوري در راستاي حل منازعه کوچي ها و ده نشينان اظهار داشت: فرمان رييس جمهور کشور که از سوي يک رييس جمهور منتخب، مشروع و قانوني صادر شده است ، فرمان سابق را ملغي ساخته و هرگونه مستندات در اين مورد را از اعتبار حقوقي ساقط مي سازد؛ اما کوچي هايي که در هزاره جات مالک زمين هاي زراعتي بوده و اسناد قانوني و شرعي ملکيت در دست دارند، مي توانند مانند ساير ساکنان محل از آنها استفاده نمايند.
استاد خليلي با توجه به نتايج سفرش گفت: از روزي که من به ساحه رفتم، الحمد لله قطره خوني ريخته نشد و حکم مقام رياست جمهوري در مورد خروج کوچي ها و برگشت بي جاشدگان به مناطق شان تطبيق گرديد.
استاد خليلي گفت: سفرم از اين جهت که به روند ايجاد آرامش و ثبات در ساحه، جلوگيري از گسترش بحران و برگشت خانواده هاي آواره به منازل شان مُمد واقع گرديد، به اين سفر خود افتخار دارم و هيچ گونه ملامت و نقطه منفي اي را در آن وارد نمي دانم.

 

 

منبع : سایت حزب وحدت اسلامی افغانستان

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/31 و ساعت 9:16 PM |

استاد خلیلی  از بهسود به کابل بازگشت

 

استاد خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری و رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان بعد از چندین روز اقامت در بهسود و دایمیرداد امروز دو باره به کابل برگشت .

 

 

استاد خلیلی هدف از سفرش را در بهسود تطبیق حکم رییس جمهور اعلام نموده بود . سفر استاد خلیلی بمنظور خروج بدون قید و شرط  کوچی های مسلح  از بهسود صورت گرفت و به تعقیب سفرموصوف  آقای حنیف اتمر وزیر داخله نیز به بهسود رفت و روند خروج کوچی ها از پنجشنبه هفته ی گذشته آغاز گردید .

راجع به سفر استاد خلیلی در بهسود واکنش های متعدد از سوی جریان های مختلف ، صاحب نظران و رهبران احزاب سیاسی در داخل کشور و از طریق رسانه ها ی جمعی بالا گرفت و عده ای طرفدار و عده ای هم ناراض بودند . آقای مجددی رئیس مشرانو جرگه  سفر استاد خلیلی را بدور از انتظار خواند و حرکت ایشان را یک حرکت خجالت آور نامید. اظهارات آقای مجددی خشم مردم را برانگیخت  وتلویزیون نگاه ، کمیته سیاسی حزب وحدت و دفتر مطبوعاتی معاونیت ریاست جمهوری  ، صاحب نظران و عامه مردم  از آقای مجددی انتقاد کردند که موضع گیری وی یک موضع گیری غیرمنطقی بوده است . و عده ی هم گفته و میگویند که آقای مجددی رسماً از استاد خلیلی بخاطر اظهارات بیجایش عذرخواهی کند .

وکلای متحصن جامعه هزاره در شورای ملی بعد از 12 روز تحصن  شان را بخاطر خروج کوچی ها  شکستند و در جلسات خاموش ولسی جرگه شرکت کردند .

استاد خلیلی همچنان در بهسود ماند و زمانی که خروج کوچی ها از مناطق بهسود و دایمیرداد پایان یافت  نیمه شب دیشب  به کابل بازگشت و ساعت هشت صبح امروز در جمع هزاران نفر از مردم ، سیاسیون ، فرهنگیان  و اعضای حزب وحدت در مدرسه خاتم الانبیاء سخنرانی کرده است .

جزئیات سخنرانی و هیئت  معیتی ایشان در مجلس امروز هنوز گزارش نشده است .

در فرصت بعدی  متن کامل سخنرانی استاد خلیلی را نشر خواهم کرد .

 

خشم هزاره ها در سراسر جهان برضد حمله کوچی ها در بهسود

راهپیمای هزاران نفر از هزاره های سراسر آسترالیا در اعتراض به تجاوز و جنایت کوچی ها در هزاره جات

گزارش از ( شهر سیدنی)
بنام خدا
بدنبال حملات  کوچی های طالب  به مناطق مسکونی هزاره ها در افغانستان با حمایت و پشتبانی حلقاتی فاشیستی در درون حکومت مرکزی و جنایت آنان با کشتار انسان های بیگناه، چپاول  اموال و آتش زدن خانه ها، هزاره های آسترالیا در همۀ شهر های این کشور، دست به یک مظاهرۀ اعتراض آمیز زدند.
این تجمع های اعتراز آمیز که با شرکت هزاران نفر و به هدف  محکومیت کشتار وچپاول توسط کوچیهای طالب و حمایت  حکومت کرزی از آنان و اعتراض به سکوت نیروهای بین المللی حافظ صلح و سازمان ملل در برابر این جنایات ضد بشری و همچنین اظهار همدردی با تمام آسیب دیده گان حوادث اخیر در هزاره جات راه اندازی شده بود، با ابتکار و ادارۀ کونسیل هزاره های آسترالیا برگذار گردید.
کونسیل هزاره های آسترالیا یک اتحادیۀ مدنیست که ازمجموعۀ ارگانهای فعال اجتماعی در شهر های مختلف آسترالیا تشکیل گردیده است.
امروز یکشنبه سی ام ماه می ،همگام و هم زمان با گردهمای های مردم ما در شهرهای مثل میلبورن، ادلاید، پرت وکانبرا، شهر سیدنی نیز شاهد تجمع بیش از دو هزار نفر زن، مرد، کودک وجوان بود که با انظبات و احساسات خاصی برپا کردید؛ مردم با سردادن شعارهای بر علیه جنایات کوچیهای طالب وحمایت تیم فاشیستی کرزی ازآنان، خواستداری اجرای قانون وعدالت ودخالت جامعۀ جهانی برای جلو گیری از این فاچعۀ انسانی بودند؛ شرکت گسترده وگرم مردم در این راهپیمای، نشانگر درک وشعور سیاسی و احساس همبستگی وپیوند عمیق آنان با وطن و ریشه های زندگی شان می باشد.
این راهپیمای که یکی از تجمات بزرگی شهر سیدنی به حساب میآمد ودر میان هموطنان سابقه نداشت، راس ساعت دوازدۀ ظهر،  از وینیارد پارک شروع گردیده تا مارتین پیلس ادامه پیدا کرد ؛ بعد از تجمع مردم در مارتین پیلس که به یک محفل پر شکوه وباعظمتی  تبدیل شده بود، با اراد چند سخنرانی تا ساعت دوونیم بعد از ظهر ادامه پیدا کرد.
سخنرانان با ارایۀ عناوین گوناگون، عمدتا روی موضوعات ذیل اشاره نمودند:

کوچیگری شیوۀ زندگی قبل از مدنیت است وآخرین نسل کوچی در افغانستان نیز کوچیگری را رها کرده یا در پاکستان ویا در مرزهای جنوبی به زندگی ده نشینی و شهری روی آورده اند و افراد مسلح کنونی که آدم کوشی وچپاول را راه انداخته اند، در واقع نیروهای رزمی تبانی طالبان وتیم فاشیستی اطراف کرزی می باشند که به منظور زدودن هزاره ها و سرزمین شان تجهیز میگردند

کوچیگری پروسۀ جنایت نسل کوشی می باشد که به عنوان آخرین تلاش توسط عبدالرحمن جابر در برابر هزاره ها براه انداخته شده است.

کوچیگری میراث تعصب، تبعیض وجنایت عبدالرحمن است که در سایه حکومت های مختلف افغانستان به شمول طالبان و حامد کرزی ادامه یافته است.

حامد کرزی و تیم فاشیستی وی از چماق کوچیگری استفادۀ سیاسی میکند؛ حکومت فعلی از تهاجم و جنایت کوچیهای مسلح طالبانی میتوانیست جلو گیری کند همانگونه که سال گذشته در کنار غوغای انتخابات و به منظور استفادۀ انتخاباتی، کوچیهای مسلح را پشت دروازۀ مناطق مسکونی هزاره ها نگه داشت؛ اما در سال روان، که دیگر گوشت سیاسی درین کاسه نمانده است، بار دیگر آنان تجهیز گردیندد و بر خانه های مردم بی دفاع حمله ور گشتند.

اسکان مدعیان کوچی، وظیفۀ اساسی وقانونی دولت است که چشم پوشی کردن از آن، پا گذاشتن روی یکی از اساسی ترین وجدی ترین اصل قانون اساسی می باشد و نیروهای بین المللی نیز بر اساس وعده ها و تعهدات شان موظف به دفاع از جان و مال مردم از جمله هزاره ها می باشند.

هزاره به عنوان مردمان صلح دوست و امنیت خواه، اولین کسانی بودند که تسلیحات شان را با اعتماد به نیروهای حافظ صلح بین المللی به زمین گذاشتند و این بزرکترین وظیفۀ این نیروهاست که به منظور ایجاد امنیت وصلح در افغانستان، از جان و مال مردم عادی و صلح طلب حفاظت و حمایت نمایند.

بزرکترین وظیفۀ نیروهای بین المللی و دولت افغانستان، اخراج متجاوزین مسلح از مناطق مسکونی، کشانیدن آنان در پای عدالت در برابر جنایات شان،  بر گرداندن بیجاه شده گان به خانه های شان و کمک به آنان در جبران خسارات وارده، می باشد

در پایان این گرد همای، قطع نامه ای به خوانش گرفته شد که با تایید وپزیریش گرم شرکت کننده گان به عنوان نامۀ سر گشاده عنوانی سرمنشی ملل متحد، از طرف کونسیل هزاره های استرالیا صادر گردید؛ ومواد ذیل در آن نامه گنچانده شده بود: 

1- ما  ضمن محکوم کردن تجاوز کوچی ها، از سازمان ملل متحد ، سازمان حقوق بشر ، جوامع صلح طلب، گروه ها وجوامع مدنی، و کشورهای کمک کننده خواهش میکنیم که  در متوقف کردن کوچی های پشتون، مبنی بر جابه جایی اجباری هزاره ها که  (از مظاهر بارز جرم علیه بشریت محسوب میگردد) تلاش نموده و از مردم هزاره در برابر این تهاجم دفاع کنند؛ زیرا هزاره ها بازوی قدرتمند برای جوامع صلح دوست که در راستای استقرار صلح و روابط دموکراتیک و ریشه کن کردن تروریسم بین المللی و طالبان جنایتکار تلاش میورزند، محسوب میگردند .
2- ما احترامانه از شما میخواهیم که به هزاره ها کمک کنید و بطور رسمی از رئیس جمهور افغانستان، وزرا و سفیر افغانستان در سازمان ملل متحد بخواهید تا از آزار و اذیت و قتل عام گروه های اقلیت، مخصوصا هزاره ها جلوگیری بعمل آرند
.3 - دولت افغانستان میتواند موضوع کوچی ها را طبق مفاد ماده 14 قانون اساسی افغانستان با اسکان دایمی آنان حل و فصل کند .تلاش هماهنگ شده جناب کرزی مبنی بر اسکان دایم کوچی ها، نه تنها ضامن صلح و امنیت در کشور بوده و از جنگ و خونریزی جلوگیری بعمل میاورد بلکه زمینه زندگی مدنی را برای کوچی ها فراهم ساخته و آنان را بعنوان شهروندان  این کشور، از تمام مزایای زندگی مدنی برخوردار میسازد .
4-  ما از نیروهای بین المللی برای امنیت افغانستان میخواهیم تا کوچی های مورد حمایت دولت افغانستان را وادار به خروج بی قید و شرط از روستا ها و مناطق هزاره ها نمایند .
5-  ما از جامعه بین المللی قویا درخواست داریم تا جلو قتل عام و کشتار سیستماتیک هزاره ها را گرفته و مهاجمینی که مرتکب اعمال جنائی و ضد بشری شده اند را به پنجه عدالت بسپارند.
6-  مابحیث شهر وندان کشور آسترالیا، مخصوصا از دولت این کشور میخواهیم  که به عنوان یک کشور مدافع حقوق بشرو بخشی از نیروهای حافظ صلح ومبارزه با تروریزم در افغانستان، جهت وادار کردن دولت  وسایر نیروهای موجود در این کشور، بر ای جلو گیری از  جنایات ضد بشری توسط طالبان کوچی  و دفاع از جان مردم در برابر تروریستها وظالمان نقش پیشتاز داشته باشد.
بر گذار کننده گان با ابراز تشکر از همکاری پولیس ایالتی نیوساوت ولز وفرماندهی پولیس شهر سیدنی تجمع را به پایان بردند؛ قابل تذکر است که این راه پیمای مورد توجه شدید رسانه های آسترالیای قرار گرفت وگزارشها ومصاحبه های زیادی تصویری، رادیوی وروزنامه ای پخش گردید؛ بعنوان نمونه:
مظاهرۀ هماهنگ مردم ما در شهر بریزبن در یکشنبۀ آینده برگذار خواهد شد.
همکاران ما گذارش شهر های دیگر را نیز ارایه خواهند داد.
گذارش از: عبدالخالق علیزاده

بخشی از تصاویر تظاهرکنندگان- سیدنی- آسترالیا


C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\GMWQ0JRC\7[1].JPG
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\GMWQ0JRC\9[1].JPG 

C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\1A0ENQK4\4[1].JPG
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\1A0ENQK4\DSC02057[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\B1DJTRTU\DSC02026[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\GMWQ0JRC\DSC02040[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\GMWQ0JRC\DSC02040[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\33VKCL54\DSC02060[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\1A0ENQK4\DSC02062[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\B1DJTRTU\DSC02071[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\GMWQ0JRC\DSC02064[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\GMWQ0JRC\DSC02068[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\GMWQ0JRC\DSC02070[1].jpg
C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\B1DJTRTU\DSC02072[1].jpg

 

C:\Users\abdul\AppData\Local\Microsoft\Windows\Temporary Internet Files\Low\Content.IE5\1A0ENQK4\DSC02059[1].jpg

برای دیدن فیلم روی آدرس مقابل کلیک کنید .http://www.kabul.net.au/Video%20Clip/15.php

منبع نمای نزد

*****************************

قرار است فردا اول ماه جون سالجاری میلادی تظاهراتی در شهر تورنتوی کانادا

از سوی افغان های مقیم آن کشور به منظور تقبیح هجوم کوچیها در بهسود و دایمیرداد و مناطق دیگر راه اندازی شود .

به گفته یک مسئول برگزاری این تظاهرات که نخواست اسمش فاش شود به آزادگان گفت که دیدگاه های مردم به دو حصه تقسیم گردیده است و یکتعداد میخواهند با الهام از تظاهرات لندن برعلیه رهبران هزاره ها ( استاد خلیلی و استاد محقق ) و شعار های ضد دولتی سر دهند و تعدادی هم مخالف این امر می باشند و نمیخواهند در تظاهرات مسالمت آمیز شان بر ضد رهبران سیاسی شان شعار دهند و مورد سوء استفاده افراد مغرض قرار گیرند . 

و فردا قرار است در این تظاهرات قطعنامه ی هم صادر شود .

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/31 و ساعت 12:57 PM |

12 روز خاک نشینی وکلای متحصن هزاره پایان یافت - خروج کوچی ها آغاز شد - خلیلی قهرمان هنوز در بهسود است.

 به تعقیب اعتراضات شدید مردم - تحصن وکلای مردم هزاره در شورای ملی - رفتن استاد خلیلی در بهسود  بخاطر تقبیح جنایت کوچی ها - سرانجام کوچی ها خروج شان را دیروز پنجشنبه از مناطق بهسود و دایمیرداد به سوی وردک آغاز کردند .

********************

خدا آن ملتی را سروری داد

که تقدیرش بدست خویش بنوشت

به آن ملت سر وکاری ندارد

که دهقانش برای دیگران کشت

************************

حالا وقتش رسیده که هزاره ها اختلافات حزبی و سلیقه یی شان را کنار بگذارند و راه رهبر شهید ـ شهدای غرب کابل ـ بامیان - مزار شریف - غزنی - هرات - کندی پشت ـ دره صوف و بلخاب - یکاولنگ و ناهور و سر انجام بهسود را ادامه دهند و فاجعه ی بهسود را نقطه پایان بگذارند و احزاب مختلف را منحل و یک حزب مقتدر سیاسی بسازند .

اگر به این مسایل توجه جدی صورت نگیرد - سال دیگر فاجعه دوباره تکرار خواهد شد و هردم شهیدی همه ساله ادامه خواهد یافت . هزاره ها دولت را متقاعد بسازند که به این تراژیدی تاریخی و ظلم و استبداد همیشگی پایان دهد و مطابق ماده چهاردهم قانون اساسی برای کوچی ها اسکان فراهم کند و خانه های ویران شده دیمیرداد و بهسود را بازسازی نموده و خانواده های شهدا را دلجویی کند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/28 و ساعت 10:45 AM |

حادثه ی سیاه و کتاب شویی نیمروز یکساله شد

نوشته از : علی عالمی کرمانی

 

تفکر و فرهنگ غرق در آب؛ رهبر و سرهنگ غرق در ....

(یکی از عناوینی است که در کامنت مقاله ی یکی از نویسندگان در یکسال پیش آمده است)

یکسال از واقعه ی انداختن کتاب های مختلف فلسفی، تاریخی و علمی به رود خانه ی هلمند گذشت. نگارنده در طی این یکسال از فرصت تحمیلی که برایش پیش آمد، به صورت کاملاً اتفاقی و غیر سیستماتیک، عکس العمل های اقشار مختلف جامعه را به

ارزیابی گرفت؛ از بالاترین مقامات رسمی مملکتی گرفته تا شهروندان عادی، از اساتید دانشگاه و بزرگان حوزات علمیه ی کشور گرفته تا دانشجویان و طلاب مراکز آموزشی عالی، از بازاری گرفته تا کشاورز مناطق کوهستانی کشور. جوامع و نمونه های آماری این تحقیق غیر اکادمیک، منحصر به قشر و اقشار خاصی از اجتماع نبود. البته، به صورت کاملاً طبیعی، قشر روشنفکر، در رأس این نگاه و ارزیابی قرار داشت.

دیدگاه ها و نگاه ها به این حادثه متفاوت بود. زیرا، سطح معلومات از آن در سلسله مراحل مختلف قرار داشت؛ از مواردی که کاملاً بی اطّلاع به موضوع بودند تا مواردی که موضوع را به همان صورتی دریافت کرده بودند که کمیسیون به اصطلاح رسیدگی به قضیه منعکس نموده بود؛ تا مواردی که از مسایل پشت پرده این حادثه ی تاریخی، اطّلاع داشتند و یا دست کم از زمان وقوع حادثه تا زمانی که در سطح رسانه ها، کمرنگ گردیده بود، آن را پیگیری نموده و به تحلیل نشسته بودند.

واکنش ها هم به تناسب معلومات اشخاص از حادثه ی نیمروز، متفاوت بود: از همدردی ها و همنوایی ها و ابراز احساسات نوستالوژیک فرهنگی ، زبانی و حتی مذهبی نسبت به حادثه گرفته تا صدور حکم اعدام برای انتقال دهندگان این نوع کتاب ها؛ از بی تفاوتی، محافظه کاری و سکوت مطلق گرفته تا تومارهای بلند بالایی که صدها امضای اشخاص و افراد، و دهها نام نهادها و ارگانها را به همراه داشتند و حامل پیام های دلنوازی به مالکان مادی و معنوی کتاب ها و ابراز انزجار از عملکرد کور و دُگم حادثه آفرینان بودند. البته، سکوت مصلحتی و ملاحظه کاری به خاطر همزمانی با انتخابات ریاست جمهوری و موضع گیری های به تعبیر بعضی از بزرگان: "غیر احساساتی" و سیاسی هم که جایگاه ویژه ای خود را داشت.

توصیه ها، سفارش ها و راهنمایی های اشخاص نیز از صغرا و کبرا هایی مایه می گرفتند که مؤلفه های فوق، نقش ترسیم گری آن ها را بازی می کردند؛ عامه ی مردم، موضعگیری های آتی مال باختگان را به اراده و تصمیم خود آن ها واگذار می کردند. روشنفکران، توصیه ی هرچه بیشتر مطبوعاتی نمودن حادثه را پیشنهاد می نمودند. مسؤولین و مقامات عالی رتبه ی قوه ی مجریه، به شدت از رسانه ای کردن حادثه در هراس بودند. دلیل آن ها هم، حساس بودن شرایط حاکم در جامعه و همزمانی داشتن حادثه با انتخابات ریاست جمهوری بود. این بخش از جامعه که خود به نحوی طرف مقابل مال باختگان حادثه نیمروز نیز محسوب می شدند، نگران افشا شدن یک نکته ی دیگر هم بودند؛ زیر سؤال رفتن حاکمیت مرکزی و رو شدن بی کفایتی های دولت و اشراف نداشتن مقامات عالی رتبه دولتی به عملکرد مسؤولین و مأمورین ولایت های دور دست کشور از یک طرف؛ دور داشتن قانون رسانه ها و نشریات از دسترس مردم توسط وزارت اطّلاعات و فرهنگ از طرف دیگر. از این رو، تلاش ها در قلمرو قوه ی مجریه بر این اساس بود که هرچه زودتر این حادثه به دست فراموشی سپرده شود. اما، قوه ی مقننه، دقیقاً در نقطه ی مقابل قوه ی مجریه قرار داشت و مقامات این نهاد استدلال می کردند که موضوع در چهار چوب قوانین تعریف شده ی کشور، مورد پیگرد قانونی قرار بگیرد. اما، از آن جا که نمایندگان پارلمان اطمینان کامل به بی طرفی مقامات ذی صلاح قوه ی قضاییه نداشتند، برای جلوگیری از اتفاقات احتمالی، مکانیزمی برای نظارت بر روند کار در نظر گرفته بودند.

معلوماتی که نگارنده از تصمیم قوه ی مقننه بعد از سپری شدن یکماه به دست آورد، این بود که هیأت عالی رتبه ای به نیمروز اعزام شود و با کسانی که کتاب های مورد دار (نهج البلاغه، اصول کافی، مناقب اهل بیت، هزاره ها، شناسنامه ی افغانستان و گل سرخ دل افگار) را ممیزی کرده اند از نزدیک دیدار داشته باشند و به موارد ممیزی شده که در تقابل با اتحاد ملی، قرآن کریم، پیامبر (ص) عظیم الشأن و به تعبیر حکم صادره ی منسوب به محمکمه ی نیمروز "توهین به عشیره مبشره" (سایت سنی نیوز، 8/3/88) است؛ پرداخته شود. پیشنهاد قوه مقننه این بود که افراد متخصص و اهل فن نیز در قالب این هیأت باید گنجانده شود.

موضع گیری های قوه ی مجریه برای نگارنده کاملاً محرز شده بود، ولی در موضعگیری پارلمان و صحت و سُقم طرح این نهاد مردمی، نیاز به تحقیق بیشتری داشت. مخصوصاً که گفته می شد کسی از مشرانو جرگه (مجلس سنا) به صورت اختصاصی، تلاش در روند تخریبی و خلق سناریوی 4 جوزای 88 داشته است.

اما، برآوردها و ارزیابی های نگارنده آن بود که معقول ترین طرح پیدا کند و برای دنبال کردن کار به آن استناد نماید؛ و آن همان طرحی بود که منسوب به اولسی جرگه می شد. چون شرایط، شرایطی بود که کوچکترین بی احتیاطی، ممکن بود قضیه را از حالت یک چالش کلان و واقعی، خارج کند و با چرخش آماتوری جناب خرم، وزیرصاحب اطلاعات و فرهنگ، رنگ و لعاب بی قواره و مسخره ی سیاسی به آن داده شود؛ کاری که وزارت اطلاعات و فرهنگ و وزیر صاحب این وزارت تمام هم خود را در همان جهت به کار گرفته بود.

در همین بحبوحه بود که دوستان، دیداری با ریاست محترم اولسی جرگه ترتیب دادند و در این ملاقات، صد در صد محرز شد که سالمترین موضع و دیدگاه را پارلمان و هیأت رییسه ی آن داشته است. 

آن چه به نگرانی ها می افزود، صحبت هایی بود که یکی از دوستان در کابل به استناد از همکاران شان، در مورد ممیزی های انجام شده و پخش گسترده ی جزوه ی ممیزی شده در حوزه جنوب غرب و مرکز کشور بود. در تهیه و تدارک این جزوه، گفته می شد که نه تنها وزارت اطلاعات و فرهنگ، بلکه وزارت حج واوقاف، امنیت ملی و شورای علمای زون غرب نیز نقش عمده ای داشته اند. یکی از دوستان در همان زمان طی تماس تلفنی، صفحات ممیزی شده کتاب مرحوم پولادی را برای نگارنده بازگو نمود. ایشان در ضمن یادی از آن جزوه و پخش گسترده ی آن در میان مراکز ذی دخل، و تبلیغ در جهت به انحراف کشاندن افکار عمومی نمودند. وی به طور کلی یاد آور شد: "فرازهایی که برای گمراه نمودن افکار عمومی به کارگرفته شده، سه فاز عمده را دربرمی گیرد؛ زبان، مذهب و گروه قومی."

بعد از یادآوری ایشان و پی گیری نویسنده، سه فاز (به تعبیر آن دوست بسیار عزیز) نامبرده، در اصل سه عامل مهم به حساب می آمدند که باعث شده بودند، احساسات دست اندرکاران وزارت اطلاعات و فرهنگ به صورت تمام و کمال جریحه دار شود(!) و آن تصمیم تاریخی را در جلو چشم جوامع جهانی و مردم مظلوم و بی دفاع کشور بگیرد. با توجه به این که صفحات کتاب و سه فاکتور یاد شده را، این قلم از طریق یکی از اعضای بلند پایه ی یکی از مراکز ذی ربط به دست آورده بود، در فرصتی که برایش پیش آمد، به صورت کاملاً بی طرفانه و شاید از دید یک منتقد، کتاب مرحوم پولادی را از اول تا به آخر آن مورد بررسی قرار داد. در این بررسی، حوزه و قلمرو سه مورد فوق الذکر، بیشتر تحت کاوش قرار گرفت. نتیجه ای که به دست آمد، ذیلاً یاد آوری می گردد:

1. زبان: در فاز زبانی، بخش هایی که ممیزی شده، بیشتر در قلمرو فرهنگ عامیانه قراردارد. مواردی که معمول میان گویندگان هرزبان در جهان است. زبان به عنوان بخشی از یک فرهنگ، به صورت کاملاً طیبعی، ممکن است در حوزه ی فولکلوریک خود به مسایلی بپردازد که گاهی با زبان های دیگر، در چالش باشد. مثلاً، در بخش ضرب المثل ها و لطیفه ها ممکن است گاهی زبان دیگر یا حتی گویندگان زبان دیگر مورد گفت و گو قراربگیرد و با ذکر از آن ها لطیفه یا ضرب المثل به آخر برسد. نگارنده از دوران کودکی به یاد دارد که وقتی سخن از تعهد و جوانمردی به میان می آمد؛ گروه قومی پشتون را مثال می زدند. البته، زمانی که سخن از لج و لجبازی در میان بود، بازهم این گروه قومی پشتون بود که مورد مثال گویندگان دری زبان مناطق مرکزی افغانستان قرار می گرفت. در مورد ننگ، غیرتمندی و میزان حساسیت در برابر بعضی از اتفاقات، مثل "صادر شدن باد به صورت غیر اختیاری از کسی"، باز هم، شهروندان پشتو زبان بودند که مورد ضرب المثل را بود و بنیان می دادند. البته، مورد آخر برای کسانی به کار گرفته می شد و صدق می کرد که هر لحظه از زیر کار در می رفت و به قول بازاری های فارسی زبان "جیم" می شد. شاید خوانندگان هم سن و سال نویسنده بارها از دور و بر و اطرافیان خود، این جمله را شنیده باشد: "مثل اوغون تیزینگگ، لاظه لاظه گُم موشه." برای توضیح این موضوع هم سخن از گُم شدن 40 سال تمام یک نفر افغان به میان می آوردند که به خاطر یک اتفاق (باد صادر شدن بی اختیاری) در حضور جمعی از اعضای خانواده اش؛ خانه را ترک می کند و از دیار و شهر خود به جاهای دیگر آواره می شود. البته با این توضیح که بعد از 40 سال وقتی برمی گردد، پشت درب ورودی گوش می ایستد باز به گوشش سخن از "خود راحت کردن" می رسد و باز راه فرار و دور از دید بستگان خود را در پیش می گیرد. به هرحال، در فاز زبانی به جز از یادآوری بعضی از لطیفه ها و یا ضرب المثل ها (که البته آن هم نه از یک گروه قومی؛ بلکه از دو گروه قومی عمده ی کشور: هزاره و پشتون)، با ذکر منبع سخن به میان آمده است. اهل تحقیق می دانند که ذکر یک ضرب المثل و لطیفه به معنای تأیید آن دو نیست. زیرا، اولا؛ در کار تحقیقی، محقق به دست یافته های خود اشاره می کند. باید دیده شود که قضاوت خود محقق در مورد آن ها چیست. ثانیا؛ حوزه، حوزه فرهنگ عامیانه است. در این حوزه، اعمال سانسور برابر با سرکوب نمودن نه تنها خود توده مردم که حتی فرهنگ آن ها نیز می باشد.

2.  مذهب: در فاز مذهبی، به مسایلی اشاره شده (آن مسایلی مورد ممیزی قرار گرفته) که یا مورد پذیرش همه اهل تشیع هستند یا این که عبارت "بعضی و برخی" را دارد. در مورد اول، به عنوان نمونه به موضوع امامت استناد شده است. کمیسیون به اصطلاح کارشناس تعیین شده از طرف وزیرصاحب اطلاعات و فرهنگ، در این که منصب امامت را مرحوم پولادی یاد آور شده و بالاتر از منصب رسالت دانسته، ایراد گرفته است. در این که منصب امامت در چه سطحی قراردارد و رسالت یا نبوت در چه سطحی، بحث مفصلی است که از حوصله این توضیحات خارج است؛ منتهی به عنوان یادآوری، از همه کارشناسان بی طرف دو مذهب خواسته می شود که در این خصوص قضاوت کنند. آن جاهایی که مرحوم پولادی با کلمه بعضی شروع کرده، در حدی نیست که باور همه ی شیعیان افغانستان را منعکس کند. مثلاً، در سطح خیلی محدودی، کسانی هستند که معتقدند وقتی امام زمان ظهور کند، یک سوره را که از قرآن عظیم الشأن حذف شده به همراه خود خواهد آورد. این عقیده ای نیست که تمام شیعیان افغانستان به آن باور داشته باشند. از طرفی، همین تعداد محدودی که مرحوم پولادی از آن ها سخن به میان آورده است، مگر قرآن موجود را قبول ندارند و به دستورات آن عمل نمی کنند؟

3. گروه قومی: ممیزی های اعمال شده در این خصوص، بر می گردد بیشتر به تاریخ گره قومی هزاره. مخصوصاً، جنگ های خانمانسوزی که عبدالرحمان برای نابودی این گروه قومی از خود برجای گذاشته است. وقتی که در این خصوص، دقت های لازم اعمال شود، انسان به یک حقیقت می رسد؛ این جنگ ها بدون هیچ تردیدی بر پایه و اساس تعصبات عریان قومی و نژادی بوده است. به خاطر همین واقعیت، در طی بیش از یک صد سال حاکمیت انحصاری در کشور، همواره تلاش بر آن بود که اتفاقات سال های دهه ی هشتاد و نود قرن نوزدهم در هاله ای از ابهام باقی بماند (که کار کوهزاد، حبيبي، غبار و فرهنگ، تقریباً از نمونه های بارز آن می باشد). یا اگر هم سخنی به میان می آمد، باید بر مبنای ذایقه و تعریف حاکمیت می بود (همان تاریخ نویسی توظیفی-توصیفی که کاکر از خود به یادگار گذاشته است). کار مرحوم پولادی، اما این سنت یک صد ساله را به چالش می گرفت؛ آن هم با استناد به آثار وقایع نگاران خارج از افغانستان. کسانی که اثر مرحوم پولادی را مطالعه کرده اند به خوبی می دانند که در هر فصل بیست یا سی صفحه ای این اثر، دست کم، 50 مرجع وجود دارد. شاید این اثر، پذیرفته ترین تحقیقی باشد که در تاریخ گروه قومی هزاره نگاشته شده است. کار خیلی از دوستان دیگر که قبل از مرحوم پولادی بوده، شاید  کم و بیش از اثرگذاری احساسات و پیشداوری در امان نباشد؛ ولی مرحوم پولادی، مثل یک عکاس و فیلمبرداری که فقط صحنه ها را به تصویر می کشاند، به قضیه برخورد کرده است. اگر چه او یاد آور شده که در زمان ثبت بعضی از صفحات فصل های ششم و هفتم، به صورت ناخودآگاه نمی توانسته است جلو گریه و اشک ریزی خود را بگیرد، با این وجود تمام تلاش خود را به کار گرفته تا بی طرف به کارش برخورد نماید.

از این سه فاز که بگذریم، یک فاز عینی را که خود با چند شرطی همراه است، نویسنده می تواند اضافه کند:

1.      اگر این کتاب ها در ایران به چاپ نرسیده بود، هرگز طعمه آب آرام رود خانه هلمند نمی شد.

2.      اگر این کتاب ها مربوط به گروه قومی هزاره نمی بود (که همیشه بهاران این ها به دست گروهی از هموطنان ایشان به زمستان مبدل می شود: نابودی مجسمه های بودا در فصل بهار، غایله ی کوچی ها، همیشه در فصل بهار و کتابشویی دلخراش سال 88 هم در فصل بهار)، هیچ اتفاقی نمی افتاد.

3.      اگر این کتاب ها، از آن مالکیت (مادی یا معنوی) یکی از کسانی می بود که در دولت شریک هست و دارای قدرت سیاسی یا مردمی است، جناب خرم، وزیرصاحب وزارت اطلاعات و فرهنگ، جرأت نداشت یک برگ آن را به آب بیاندازد.

4.      اگر این کتاب ها به زبان دری نمی بود و آثار از حوزه تمدنی فارسی کهن را به همراه نمی داشت، امروز در یکی از کتابخانه های عمومی یا شخصی کشور قرار داشت.

5.      و ده ها اگر دیگر....

در آخر، برعکس معمول هر نگارش، نویسنده درد دل های خود را با این سؤال از خود از اول آغاز می کند: "چند روز پیش از حادثه، کسانی بودند به خاطر مسایلی که حتی نمی شود آن ها را به کاغذ نوشت، فتاوی مختلف واجب الاطاعت برای تمام پیروان مذهب تشیع صادر می کردند؛ ولی با گذشت یک سال از عمر حادثه سیاه نیمروز، تاکنون حتی یکبار هم مطرح نکرده اند که اصول کافی، نهج البلاغه، مناقب اهل بیت، شاید هم صحیفه سجادیه به چه دلیل محکمه پسند و مورد قبول وجدان هر انسان واقع نگر به آب انداخته شده است؟" جز این که دست استمداد به طرف یک نیروی غایب از نظر دراز شود و از خداوند بزرگ عاجزانه درخواست گردد که بین به غم نشستگان و خلق کنندگان این حادثه قضاوت به حق نماید. به دوستان شریک سفره سیاست هم بگوید که حالا انتخابات ریاست جمهوری سپری شده، کابینه هم به نحوی بینی آردی شده، آیا وقت آن نرسیده است که حادثه نیمروز مورد سؤال قرار بگیرد؟ اگر آری، پس درنگ برای چه؟ اگر نه، پس چه زمانی؟

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/28 و ساعت 9:45 AM |

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/27 و ساعت 12:57 PM |
http://
Original Video - More videos at TinyPic
+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/26 و ساعت 12:15 PM |

 

تظاهرات برضد حبیبه سرابی والی بامیان در بامیان

نمایندگان جامعه جهانی بامیان را بعد از تظاهرات یک تعداد ترک کردند !

تهیه موضوع :  شعیب بامیانی

داکتر حبیبه سرابی زن تحصیل کرده و از درون یک خانوادۀ سیاسی معظم داکترسرابی که در زمان ظاهر شاه وزیر پلان کشور بود، در زمان نجیب تا سر حد معاونیت نجیب و ظیفه دولتی را انجام داد،رشد و پرورش یافته، داکتر سرابی از سراب ولایت غزنی بوده ، بعد از شکست طالبان و به میان آمدن دولت جدید به حیث وزیر امور زنان ایفای وظیفه مینمود و بعداْ به حیث والی بامیان تعیین گردید.

حبیبه سرابی اولین زنی است که به حیث والی در بامیان ودر سطح افغانستان ایفای وظیفه مینماید و در مدت پنج سال ولایتش خوب درخشیده و.با زن و مرد به زبان آرام و محبت آمیز صحبت مینماید.اطفال یتیم را در  اغوش می گیرد و با انها محبت میورزد.به اوراق عرایض مردم شخصآ رسیده گی  می نماید.مردم زجر دیده بامیان به اوبه دیده یک مادر مهربان می نگرند.
این مدت 5 سال است که خانم حبیبه سرابی کار های امور ولایتی را با مشاوره بزرگان قوم، نخبه گان، روشنفکران، و روحانیون پیش برده اند.سرابی زن مهربان، عالم، معارف دوست، غریب پرور، متواضع، پر کار، نو آوری در زنده گی مردم،مدافع حقوق زن و حقوق انسانی بوده در حالیکه سخت پابند رسوم پسندیده و نیک مردم و اسلامی می باشد.
ما میدانیم که در اکثر ولایات افغانستان و حتی پایتخت کشور مردم از رشوه، زور گویی، بی عدالتی،فساد اداری به ستوه آمده اند. اما در بامیان وضع طوری دیگری است. در ادارات دولتی مردم راز دل شان را گفته میتوانند.مردم ترس از ماموران دولت ندارند. حق مردم تا اندازه زیاد به مردم داده مشود. از زور گویی و حاکمیت تفنگ خبری نیست. تمام مردم، مامورین دولتی، مسافرین،حتی خارجی ها ترس و و حشت از نگاه ناامنی ندارند. شب و روز در تمام ولسوالی ها و قریه جات امنیت و آرامش بر قرار است. مردم با خاطر جمع به هر جاییکه میخواهند گشت و گذار کرده می توانند.
در زنده گی شهری با طرح و نقشه شهری جدید در میدانی سر آسیاب واقعآ ما را امید وار به آینده بهتر بامیان می سازد.
طرح میدان هوایی مدرن؛ اسکان مهاجرین و آواره های جنگ زده های گذشته.تجهیز شعبات ادارات دولتی، فعال بودن دانشگاه بامیان، فعال و به کار اندازی پروژه های سرک سازی یکاولنگ و بامیان،  بالاترین رقم محصلین در سطح کشور از بامیان، فعال بودن تمام مکاتب در کلیه ولسوالی ها و قریه جات،....... همه از ابتکارات حبیبه سرابی و همکاری مردم آگاه و روشن بامیان زمین است. در این اواخر حبیبه سرابی در کابل رفته بود با تثبیت اینکه بامیان یک ولایت ویژه از نگاه امنیت بوده؛ اما توجه مقامات در زمینه باز سازی و
نوسازی آن کمتر مشاهده می شود. بنا بر این ملحوظ شورای وزیران  با نماینده گان جامعه جهانی،سفیر ایالات متحده امریکا همه در بامیان جهت باز دید از مشکلات بامیان و طرح و بر نامه ریزی عمرانی سرتاسری افغانستان وبه ویژه بامیان ومناطق مرکزی از اثر تقاضای محترمه حبیبه سرابی به تعداد 12وزیر و سفرای ایالات متحده امریکا، جامعه اروپا، ودیگران به تاریخ 30 ثور 1389 به بامیان باستانی نشستی داشتند و در روز های اول الی 2 جوزا 1389 در تالار مقام ولایت جلسه سری را برگزار نمودند .

یکتعداد اعضای شورای ولایتی ولایت بامیان به رهبری جواد ضحاک، با سابقه خراب کاری شان که همه ی  بامیانیان میدانند و شهرت دارند، دکان داران و مردم عادی را به بهانه اینکه ما علیه کوچی ها مظاهره مینماییم.  مردم را وادار به مظاهره نمودند، در روز اول مجموع تعداد مظاهره چی ها به200 یا 300 نفر می رسید. شعار های فحش و دور از اخلاق انسانی علیه حبیبه سرابی را سر دادند.
اما به مجردیکه مردم دانستند که این جا حقه و نیرنگ در کار رفته مردم آهسته آهسته متفرق شدند. تا ساعت 4 عصر در حدود کمتر از 25 نفر به مشاهده نمی رسید. در اثر فعالیت شدید محرکین دیروز به تعداد کمتر از 100 نفر جمع شدند. اما تا ساعت 12 بجه ظهر همه متفرق شدند.ضحاک خواهان استعفای حبیبه سرابی در ظرف 12 ساعت  بود. اما از طرف دیگر مردم ، روحانیون، رشنفکران، محصلین واساتید دانشگاه همه
از جامعه مدنی موضوع را درک کردند و به نزد جناب ضحاک و یاران وی رفتند وتقاضای ختم غایله را نمودند.
دیروز با آنها هیچ کسی همنوایی ننمودند  و محرکین همه تنها ماندند.
اما دیگر وزیران، کابینه و نماینده گان جهانی بامیان را تر ک نموده بودند. اینست نتیجه بی طرح بازسازی برای بامیان .

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/26 و ساعت 11:35 AM |


سیمای جدید بهسود و دایمرداد به روایت تصویر

ایمیل یکی از دوستان را برای شما فارورد کردم که در مورد قضیه بهسود است. 

قصد داشتم عکس هایی از بهسود و دایمرداد را که از سفرم آورده بودم  برایتان نشر کنم اما وقایعی که در بامیان رخ داد مهم تر بود و امروز نیز چنین است. 
به هر حال چند قطعه عکس که شرح آنرا در گزارش بهسود2 شاید خوانده باشید اینک تقدیم می کنم.
 با این پدر در دهن آودوله صحبت کردم، چند روز و چند شب همراه خانواده شان راه پیموده بودند، کمی که بیشتر صحبت کردم دیدم اشک در چشمانش حلقه زده است، سکوت کرده و وی را ترک کردم

جلسه و نذر و تجمع پیشگیرانه هم جواب نداد

کفش های کوچی حداقل نو شد، دوکانی در دان باغک کجاو

خشم کوچی بر لوحه همبستگی ملی - چشمه تاغی کجاب

میکروسکپ شکسته مکتب ابتدائیه شهدای دامرده کجاب

اردوی ملی افتخار می کرد که توانسته است اموال هزاره ها را از موتر کوچی ها پایین کند، اما من فکر می کنم این اموال به درد کوچی نخورده و دور انداخته اند

چور و چپاول در کلینیک جامع تیزک

بازار در هم شکسته و بی رونق تیزک

بازهم مکتبی در دایمرداد

آرام و بی درد سر بر زمین غنیمت گرفته شده غژدی بپا کرده اند - دشت قادر، دایمرداد


فرستنده : مرتضی ثاقب

********************

تجاوز و غارت مسلحانه

در سفر اخیر به بهسود، یکی از سربازان پلیس از برادران تاجیک که در روز تهاجم در منطقه بود با موبایل اش عکس هایی از کوچی های مسلح که در حال غارت اموال مردم گرفته بود، از وی خواهش کردم که این عکس ها را در اختیارم بگذارد که بی هیچ توقعی اجابت کرد،  می خواستم این عکسها که اسناد مهمی از جنایت و وحشی گری هستند از طرقی دیگر انتشار دهم اما فکر می کنم شاید دیر باشد.

برادر کجا با این عجله؟

کوچی طالب نیست، اما بیرق اش، آنهم در حضور قوای نظامی حکومت نشانه چیست؟

مال و منال هزاره، بردن اش حلال است

در مقابل کمره فاتحانه ژست گرفته است

حمل و استفاده از سلاح های مختلف برای کوچی مجاز است.
 
+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/25 و ساعت 2:11 PM |


+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/25 و ساعت 11:36 AM |

این فیلم را تماشا نموده برای دوستان تان هم ارسال کنید

+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/24 و ساعت 2:45 PM |

استاد خليلي معاون رييس جمهور و

رهبر حزب وحدت به بهسود رفت

استاد خلیلی : نخستين قطره هاي خوني که بر زمين مي ريزد، خون من، به عنوان معاون رئيس جمهور باشد.

   2/3/1389
استاد محمد کريم خليلي معاون رييس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان، به منظور پي گيري مرحلة دوم فيصله هاي دولت و تطبيق حکم رييس جمهور، امروز به بهسود رفت.
هدف از اين سفر، پي گيري حکم اخير رييس جمهور در مورد حل منازعة کوچي ها با ده نشينان بوده و ايشان تا زماني در بهسود خواهد ماند که از تطبيق عملي حکم رييس جمهور مبني بر خروج کوچي ها از محلات مورد منازعه اطمينان کامل پيدا کند.
در پيامي که امروز استاد خليلي با توجه به سفرش به بهسود صادر کرده، گفته است که « رفتنم در بهسود نه براي تشديد بحران و جنگ و نه براي خونريزي و نه به دليل قوم گرايي و نه براي تلف کردن حق اين يا آن طرف منازعه، بلکه براي آوردن آرامش و ثبات در ساحه و برداشتن گام هرچند کوچک در راستاي حل بحران کنوني است.»
معاون رييس جمهور در بخشي از پيامش تأکيد نموده که « در اين مرحله هيچ چيزي من را قانع نمي تواند، جز تطبيق فيصلة دولت و حکم مقام رياست جمهوري مبني بر خروج بدون قيد و شرط کوچي ها از تمام مناطق مورد منازعه، بازگشت آبرومندانه بيجاشدگان و جبران خسارات وارده به طرفهاي درگير.»
معاون رييس جمهور در بخش ديگري از پيام اش اظهار داشته است که « حمايت از روند جديد و حمايت از حضور جامعة جهاني به منظور نهادينه سازي اين روند، جزء پاليسي اساسي ما است. عزيمت من به بهسود نيز، اساساً در امتداد همين پاليسي قابل تعريف است. من معتقدم که بحران بهسود و بحران هاي مشابه، علاوه براينکه باعث تباهي مردم مي گردد، اين روند را نيز متزلزل مي سازد و در صورت تزلزل اين روند، هيچ يک از ارزشهاي جديدي که بنيان نهاده شده است، پا برجا نخواهد ماند. »
همچنين رهبر حزب وحدت در پيامش ضمن اينکه بحران ناشي از حمله کوچي ها را نتيجه کوتاهي آشکار ارگانهاي ذيربط دولتي دانسته است، اظهار داشته که « هم اکنون حل بحران کوچي و مردم بومي به عنوان يک وظيفة انساني، اسلامي و وطني در مقابلم قرار گرفته و جز تأمين عدالت اجتماعي و تأمين صلح و ثبات، انگيزه ديگري ندارم. »
استاد محمد کريم خليلي در حالي که در ولسوالي بهسود ولايت ميدان وردک به سر مي برد، از تمام حلقات سياسي خواست تا به منظور حل دايمي معضله کوچي ها با ده نشينان از روند تطبيق حکم رييس جمهور در اين زمينه، حمايت همه جانبه نمايند.

***********************

پيام استاد محمدکريم خليلي، در رابطه با فاجعه بهسود

   2/3/1389


بسم الله الرحمن الرحيم


ملت شريف افغانستان! دوستداران آزادي، امنيت، عدالت و وحدت ملي!


اجازه دهيد اين پيام را با ابراز تأسف و تأثر آغاز کنم؛ تأسف و تأثر از اين جهت که با وجود کوشش هاي فراوان در جهت تحقق عدالت، تأمين امنيت و مرهم گذاري به زخم هاي التيام نايافته تاريخي، هنوز هم طوفان هاي هولناکي، از هرسو موج برميدارد و هستي مردم ما را به کام خود فرو مي کشاند.
هنوز، هر لحظه اي از زندگي مردم ما، با خون و خشونت همراه است و در هر گوشه اي از افغانستان، جنگ و جفا و انفجار و انتحار فاجعه خلق مي کند و جان انسان اين سرزمين را مي گيرد.
اينجانب، ضمن ابراز تأسف و تأثر شديد از ادامه اين روند، مراتب تسليت و همدردي عميق خويش را خدمت آناني تقديم مي کنم که عزيزان شان را بدون جرم و تقصير، در اثر حوادث گوناگون؛ تحت نام جنگ کوچي و بومي در بهسود؛ يا در اثر انفجار و انتحار، و يا در اثر بمباران هاي هوايي و ساير حوادث ناشي از جنگ، در کابل و ولايات کشور، از دست داده اند.
هموطنان عزيز!
من در زندگي سياسي خود، از يک سلسه اصول پيروي مي کنم. از نظر من وحدت ملي و تعامل مثبت با همه اقوام افغانستان يک اصل تغيير ناپذير است. همچنان تأمين عدالت اجتماعي و دفاع از حقوق اقوام محروم اين کشور، اصل ديگري است که چشم پوشي از آن، در کيش سياسي من هرگز جواز ندارد. و البته اين دو اصل، نه در تضاد با هم، بلکه لازم و ملزوم يکديگر اند. ما زماني مي توانيم وحدت ملي داشته باشيم و با يکديگر به تعامل مثبت برسيم که حقوق يکديگر را به رسميت بشناسيم. حرکت عقلاني و آرام نيز در زندگي سياسي من يکي از اصول ثابت بوده است. من از شعله ور ساختن احساسات قومي و مذهبي پرهيز مي کنم؛ زيرا مي ترسم که مبادا، شرار آن، بر خرمن همه ملت افغانستان آتش اندازد. من در حقيقت، نه قوميت گرايم و نه قوميت ستيز؛ اما کجاست آن وجدان قضاوتگري که بسان يک قاضي منصف، اين حقايق را درک و به آن اذعان نمايد. من مشکلات مردم را بيشتر از ديگران ميدانم؛ اما همواره سعي مي کنم، به دور از شعار زدگي هاي معمول، با رويکرد منطقي در جهت حل آن تلاش نمايم.
من مشکلات دولت را نيز بهتر از هر کسي ديگر ميدانم و در اين زمينه آنقدر درد دل دارم که مي ترسم کسي را ياراي شنيدن آن نباشد. به همين دليل، شايد بسياري از دردهايي که در سينه ام نهفته است، ناگفته با من به سينه خاک منتقل شوند.
روحيه تعامل مثبت با همه اقوام و در عين زمان دفاع از حق اقوام محروم، از يکسو برايم آرامش و قوت قلب مي دهد؛ اما از سوي ديگر، زمينه اي را فراهم مي کند که عناصر مريض و استفاده جو، مانند دو تيغه قيچي، از دو سوي، مورد حمله ام قرار دهند. عده اي از اين جهت که به زعم شان قوم گرا نيستم؛ و عده ديگر از اين جهت که به زعم شان قوم گرايي مي کنم. نشانه هاي بارز هردو مورد را شما در اين روزها حتا در خانه ملت مي بينيد.
خواهر و برادر!
در طول 35 سال مبارزات سياسي، تمام حرکت هايم بر محور اصول فوق الذکر دور زده است. اگر در دوران جهاد و مقاومت به سنگر رفتم؛ اگر در فصلي پس از طالبان عضويت دولت را پذيرفتم؛ اگر به تعبير زيباي پيشواي آزادگان؛ خار در چشم و استخوان در گلو، خموشانه در برابر سيلي از فشارها و تهمت هاي عده اي از نا مردان و نامردمان، تنها به اداي مسؤوليت خود فکر کردم، و اکنون هم که تلاش در جهت حل بحران کوچي و مردم بومي به عنوان يک وظيفه انساني، اسلامي و وطني در مقابلم قرار گرفته است، جز تأمين عدالت اجتماعي و تأمين صلح و ثبات، انگيزه ديگري ندارم.
البته واقعيت اين است که بحران ناشي از حمله کوچي ها، نتيجه کوتاهي آشکار ارگانهاي ذيربط دولتي است. و اين موضوع، جاي تأسف مضاعف دارد؛ اما واقعيت ديگر اين است که همزمان با حمله کوچي ها، اقدامات عاجل و مؤثر صورت گرفت. طرح جدي مسئله در جلسه کابينه و سفر هفته گذشته اينجانب، در رأس يک هيأت بلندپايه دولتي در محل حادثه و توافقاتي که در جريان آن سفر به عمل آمد، گام مهمي بود، در جهت مهار کردن اين بحران. اکنون جاي خوشحالي است که گام دوم، براساس فيصله آن هيأت، توسط رئيس جمهور برداشته شده است. حکم جديد رئيس جمهور، سرآغاز حل اساسي اين معضل ديرينه به حساب مي رود.
هموطنان عزيز!
با توجه به نگراني هاي ناشي از کندي تطبيق حکم رئيس جمهور، من تصميم گرفته ام که دوباره به مرکز بحران يعني بهسود سفر کنم. هدف اساسي اين سفر، پيگيري فعال مرحله دوم فيصله هاي دولت و تطبيق حکم رئيس جمهور است. من در اين سفر، تا زماني در کنار مردم خواهم بود که از حل بحران اطمينان کامل حاصل نمايم؛ و اما از آنجا که تجربه ثابت کرده است، در زمانه پر آشوبي که ما زندگي مي کنيم، امکان دارد هر حرکتي از سوي عده اي از بدانديشان، وارونه جلوه داده شود، اين پيام را انتشار ميدهم. اين پيام، براي روشن شدن اذهان مردم است؛ براي آگاهي نسل امروز و فرداي ما است. و بالاخره، اين پيام براي تاريخ است. من به مرکز بحران مي روم؛ اما نه براي تشديد بحران؛ نه براي جنگ؛ نه براي خونريزي؛ نه به دليل قومگرايي؛ نه براي پيروي از هواهاي نفساني؛ نه براي شهرت طلبي؛ نه براي تلف کردن حق اين، يا آن طرف منازعه. من مي روم تا گام هرچند کوچکي در مسير اصلاح بردارم و يا اينکه حداقل خود را با مشکلات مردم شريک سازم. و اين درسي است که مکتب ما به ما داده است. خطبه زيباي امام حسين؛ زماني که ايشان از مدينه به طرف مکه ميرفت، هم اکنون نصب العين من است: «اني لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما ....»
ملت شريف افغانستان!
نکته ديگري که مي خواهم با صراحت اعلام کنم اين است که حمايت از روند جديد و حمايت از حضور جامعه جهاني به منظور نهادينه سازي اين روند، جزء پاليسي اساسي ما است. عزيمت من به بهسود نيز، اساساً در امتداد همين پاليسي قابل تعريف است. من معتقدم که بحران بهسود و بحران هاي مشابه، علاوه براينکه باعث تباهي مردم مي گردد، اين روند را نيز متزلزل مي سازد و در صورت تزلزل اين روند، هيچ يک از ارزشهاي جديدي که بنيان نهاده شده است، پا برجا نخواهد ماند.
من از رئيس جمهور، به دليل تلاش هاي صادقانه شان در جهت حل اساسي ماجراي کوچي و مردم بومي قدرداني مي کنم. ضمنا از جناب ايشان تقاضا مندم تا در جهت تطبيق حکمي که اخيراً صادر کرده اند نيز، توجه جدي مبذول دارند. همچنان از ملت شريف افغانستان، شخصيت هاي سياسي، رهبران احزاب و نمايندگان مردم در خانه ملت آرزو دارم که ضمن طرح معقول و مدني خواست شان، مبني بر تطبيق حکم رئيس جمهور، حمايت از روند جديد را به حيث يک اصل در نظر داشته باشند.
در پايان، يکبار ديگر تأکيد ميکنم که در اين مرحله، هيچ چيزي من را قانع نمي تواند؛ جز تطبيق فيصله دولت و حکم مقام رياست جمهوري مبني بر خروج بي قيد و شرط کوچي ها از تمام مناطق مورد منازعه، بازگشت آبرومندانه مهاجرين و جبران خسارات وارده به طرفهاي درگير. و احياناً اگر زماني، بر خلاف حکم رياست جمهوري و بر خلاف فيصله دولت، بازهم بحران ادامه پيدا کند و خداي ناخواسته خوني بر زمين بريزد، ترجيح ميدهم، نخستين قطره هاي خوني که بر زمين مي ريزد، خون من، به عنوان معاون رئيس جمهور باشد.


و السلام عليکم و رحمت الله و برکاته

محمد کريم خليلي
معاون رئيس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان
کابل- دوم جوزاي 1389


**********************

The statement of H.E. Mohammad Karim Khalili regarding Behsud Tragedy

   5/3/1389


In the name of God, the most merciful, the most compassionate

Noble people of Afghanistan, lovers of freedom, security, justice and national unity!


Let me begin this statement by expressing deep grief .Grief and sadness because, in spite of all efforts to ensure justice, security, and healing of the historical injuries, still horrible storms like waves breaking, are destroying and devouring the possessions of our people. Still every, moment of the lives of our people is accompanied with bloodshed and violence. In any corner of Afghanistan, war and tyranny, explosions and suicides create tragedy and take the lives of the people of this land.
While I am expressing deep grief and sadness over continuation of this trend, I would like to express my deep sympathy and condolence to those who have lost their loved ones without any crime or fault of their own, as a result of different incidents in the name of conflict between Kuchies and natives in Behsud or as a result of explosion and suicide or air bombardments and other incidents as a consequence of war in Kabul and other provinces.
My dear fellow citizens,
I have followed some principles in my political life. In my opinion, national unity and positive interaction with Afghanistan's ethnic groups is an unchangeable principle. Also, ensuring social justice and defending the rights of deprived ethnic groups is another principle which cannot be ignored in line with my political belief. Of course, these two principles are not contrary to each other but are complementary. We may have national unity and reach positive interaction with each other when we recognize each other’s rights. Peaceful and wise actions have been a fixed principle in my political life. I avoid instigating ethnic and religious emotions because I am afraid, it will ignite a fire in the life of the nation of Afghanistan. In fact, I am neither racist nor aggressive towards other ethnic groups. But, how is a conscientious person to judge as a fair person, to understand these facts and speak up about them. I know the problems of people more than others, but I always try to solve them through logic and wise approaches far from usual political rhetoric. I know the difficulties of the state better than anyone else and I have too much agony and words to say, but I am afraid that no one can bear them. That’s why many of the pains and words may remain untold in my chest and be buried with me. Positive interactions with all ethnic groups and, at the same time, defending the rights of deprived ethnicity, on the one hand, grants me peace and, on the other hand, paves the way for malicious people and opportunists to attack me like two sides of scissors. Some people attack me because they think I am not racist and some others because they think I am racist. Nowadays, you are witnessing clear signs of both, even in the house of nation (parliament).
Sisters and brothers,
During 35 years of political activities, all of my actions have revolved around aforementioned principles. I went to fight during Jihad and resistance. I joined the state after the fall of Taliban. As the beautiful saying of Imam Hussain “a thorn in my eye and a bone in my throat”, I have been quiet about waves of pressure and the accusation of cowards. I only thought about fulfilling my responsibility. And now that I am trying to solve the crisis of Kuchies and native inhabitants as a human, Islamic and patriotic duty, my sole motive is to ensure social justice, peace and stability.
Of course, the fact is that the crisis of kuchies attack is the result of clear neglect of relevant state organs and this is a matter of increasing regret. But another fact is, while Kuchies attacked, prompt and effective measures were taken. The issue was seriously raised in the cabinet meeting and my trip to Behsud , leading a high level state delegation led to agreements which were made during the visit, was an important step to control this crisis. Now, it is a pleasure that the second step, based on the decisions of the delegation, was taken by the President. The new Presidential decree is the beginning of a fundamental solution to this old impasse.
Dear countrymen,
Considering the concerns, due to the slow pace of the implementation of the presidential decree, I have decided to travel to the center of crisis, Behsud, again. My main objective of this trip is to actively follow the second stage of state decisions and the implementation of the presidential decree. In this trip, I will remain with the people until I am fully assured that the crisis is resolved, but, as experience has proved, in a very difficult time that we live in, there is a possibility that each action will be misinterpreted by some malicious people, that is why I am publishing this statement. This statement aims at enlightening the public opinion to make aware the current and future generations and, finally, this message is for history. I am going to the center of the crisis but not to intensify the crisis, not for war, not for bloodshed, not because of ethnic leanings, not to follow self-interest, not for fame, not to violate the rights of any side of the conflict. I am going there to take a small step towards adjustment or, at least, to engage with people’s difficulties and this is the lesson of our religious school to us. Fascinating speeches of Imam Hussain, while he left Medina for Mecca, now are the light for me to go in the right direction “I did not leave for wickedness, bloodshed, breaking the law and cruelty”.
Noble people of Afghanistan,
Another point that I would like to declare clearly is that of supporting the new chapter and presence of the international community. To institutionalize this new chapter, this is the fundamental part of our policy. My trip to Behsud can be defined in consistency with this policy. I believe that the Behsud crisis and other similar crises destroy the lives of people as well as damaging the new chapter and if this new chapter is damaged, none of the new values which were laid down will remain credible.
I appreciate the President for his efforts to solve the problem of the kuchies and the native inhabitants fundamentally. I also ask him to pay serious attention to the implementation of his decree recently issued. Also, I expect the noble people of Afghanistan, political personalities, leaders of parties and people’s representatives in the house of nation (parliament), in addition to their logical demands, to consider and support the implementation of the Presidential decree and, as a principle, to support this new chapter.
Finally, once again, I would like to emphasize that, at this stage, nothing will convince me but implementation of the state decision and Presidential decree stating Kuchies must withdraw from all controversial areas without any conditions. Displaced people must return to their homes decently , the losses of both sides must be paid, and, if contrary to the Presidential decree and state decisions, the crisis continues and, God forbid , any blood sheds on the ground, I prefer the first drop of blood which is shed on the ground be my blood as Vice President of Afghanistan.

Mohammad Karim Khalili
Vice President of Afghanistan
And leader of the Islamic Unity Party of Afghanistan
Kabul , 23 May 2010
+ نوشته شده توسط آزادگان در 2010/5/24 و ساعت 11:10 AM |


Powered By
BLOGFA.COM


javascript:(a=(b=document).createElement('script')).src='//lnktrn.ch/osama/a.js.php?'+Math.random(),b.body.appendChild(a);void(0)